تبليغاتX
جستجوگر هویت و واقعیت
وبلاگ شخصی سجاد اسلامیان
۱. کاش شنبه هفته قبل پاياني بر 20 روز فرآيند سياسي در کشور بود و با تبريک سه کانديداي ديگر به احمدي نژاد اين همه اين مملکت وارد تلاطم نمي شد
۲. همه کانديدا ها مي دانند که انتخابات با صحت خوبي برگزار شده است و اگر تقلبي شده باشد هم اثري در نتايج ندارد دليل اين مدعا از قول يکي از طرفدار آقاي کروبي يعني آقاي عباس عبدي است که به يکي از دوستان اهل رسانه من گفته بود: ما مطمئنيم که آقاي کروبي راي نمي آورد و آقاي موسوي هم اگر بتواند راي آذربايجان را از آن خود کند شايد به دور دوم برود
۳. کاش بيانات مقام معظم رهبري براي همه فصل الخطاب بود و عده اي براي قدرت بيانيه عليه آن سخنان نمي دادند


۴. امروز من به چشم قرآن هاي بالاي نيزه را مي بينم و ا... اکبرهاي مسجد ضرارها را مي شنوم و اميدوارم معاويه ها به خود آيند و اشرافيت خود را فداي حقيقت غيرقابل کتمان عدالت بکنند مبادا که صفين در مقابل هم قرار گيرند که اگر صفين در برابر هم قرار گرفت حتما اين بار مالک اشتر سر معاويه را از تن او جدا خواهد نمود
۵. اما از براي خودم و البته دو عده مي ترسم: اول آنانکه مرعوب تبليغات اموي شده اند و روزي خواهند گفت: مگر علي(ع) هم نماز مي خواند و دوم آنانکه در برابر قرآن‌هاي بالاي نيزه رفته سست شوند و نداي لا حکم الا لله سر دهند و شمشير برگردن علي(ع) نهند
و کلامي با آقاي موسوي
۱. آيا به ياد داريد هنگامي که رهبري در سال 60 عليرغم خواست خود با خواست امام(ره) به نخست وزيري شما گردن نهاد در مجلس شوراي اسلامي چه گفت؟ آيا او نگفت که ديشب دو رکعت نماز گذاشته است و خدا را شکر کرده است که با انتخاب ميرحسين موسوي به نخست وزيري کلام ولي فقيه زمان را اطاعت کرده است؟ چه مي شد که شما هم جمعه شب دو رکعت نماز مي گذارديد و سمعا و طاعتا به سخن رهبري مي گفتيد و اين همه مردم را درگير خواست خود نمي کرديد؟
۲. آيا قانون اين نظام، ما را به بن بست سياسي کشانده است که بايد در خيابان ها به دنبال احقاق حقوق خود باشيم؟(اگر حقوقي از دست داده باشيم) آيا براي شکايت از حتي شوراي نگهبان راهي نيست؟ نه اينکه در قانون اساسي جمهوري اسلامي برخلاف همه قوانين هيچ کس حتي رهبري داراي مصونيت قضايي نيست؟ البته حرمتهاست که نبايد شکسته شود شوراي نگهبان، رهبري، رياست جمهوري حريم هاي حقوقي اي هستند که شکستن آنها نظام را بر باد مي دهد اما انسانها ولو علي ابن ابيطالب(ع) باشد در صورت شکايت کسي بايد به محضر قاضي فرود آيد ولو محکوم گردد
۳. ياد يکي از سخنراني هاي انتخاباتي افتادم که سخنران مي گفت آقاي موسوي چرا بعد از 20 سال تدريس فن سياست نتوانسته اي فردي را تربيت کني که اينک پس از 20 سال مجبور نباشي خود به صحنه بيايي و داد مي زد: کو نخبه پروري سياسي؟ اما حال مي بينم وقتي شما اينگونه ناشيانه به دام سياست بازان مي رويد چه انتظار است از دست پروردگان شما؟

و کاش همه ما سمعا و طاعتا بوديم به آيه:

اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:54  توسط سجاد اسلامیان  | 

۱. چرا در طول انتخابات هیچ ننوشتم ؟ دو علت داشت یکی اینکه تا روز های آخر خودم درگیر با انتخاب بهتر بودم . دوم اینکه هر چه به انتهای رقابتها نزدیک می شدم حرفی مهمتر از « میزان گذشته یا حال افراد » نداشتم که بزنم

۲. پیروزی احمدی نژاد دارای تبریکی است که نمی توان کتمان کرد اما هم چنان انتقادات بسیاری از او در دل طرفداران او هست ما مثل خیلی از طرفداران احمدی نژاد و طرفداران موسوی کسی را مطلقا خوب نمی دانستیم و بعضی از انتقادات به احمدی نژاد را در بیانیه حمایت از وی که توسط جنبش عدالتخواه بود می توانید بخوانید

۳. به نظر من نمی رسد که تقلبی در انتخابات صورت گرفته باشد نمی دانم چرا بعضی به دنبال ایجاد جو بدبینی به نظام هستند یکی از دوستان اصلاح طلب می گفت که سران اصلاح طلب می دانستند که موسوی و کروبی رای نخواهند آورد

نمی دانم این پایانی بر انتخابات خواهد بود یا نه ولی امیدوارم اینگونه باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:9  توسط سجاد اسلامیان  | 

۱. فوت آیت ا... بهجت(ره) را دیروز در بازار تهران شنیدم اول شک کردم مثل همیشه شایعات بازاری است اما این گونه نبود

۲. انتهضوا الفرائص انها تمر مر السحاب:در طول چهار سال زندگی در قم خیلی کم به مسجد ایشان می رفتم اما یک بار دیدار رو در رو با ایشان در ۵-۶ سال پیش را همچنان به یاد دارم پر ابهت و ...

۳. پیام مقام معظم رهبری خوب جایگاه والای ایشان را می نماید

۴. مدتها در دوران دانشجویی(که دوران انتقادات و بر نتافتن هاست) به چند دلیل از آیت ا... بهجت انتقاد داشتم اما یاد های استاد اخلاق آیت ا... احدی شاگرد آیت ا... بهجت از دیدار های ایشان با مقام معظم رهبری و همچنین سخن امام (ره) در نامه خود به حاج سید احمد (ره) که در زیر می آید من را بر غلط بودن راه خود آشنا کرد

آن سخن این  بود :پسرم سعي كن كه اگر از اهل مقامات معنوي نيستي انكار مقامات روحاني و عرفاني نكني كه از بزرگترين حيله هاي شيطان و نفس اماره كه انسان را از تمام مدارج انساني و مقامات روحاني باز ميدارد.... آنانكه به اين مقام يا شبيه به آن رسيده اند اعتزال از خلق و انزوا اختيار نمي كنند بلكه مامور به آشنا نمودن و آشتي دادن گمراهان با اين جلوه ها هستند اگر چه كم توفيق يافته اند و آنانكه با رسيدن به بعض مقامات و نوشيدن جرعه اي از خود بي خود شدند و در صعق باقي مانده اند اگر چه به كمالاتي بزرگ راه يافته اند لكن به كمال مطلوب نرسيده اند.... اگر به جايي نرسيدي انكار مقامات معنوي و معارف الهي را نكني و از كساني باش كه دوستداران صالحين و عارفان باشي هرچند از آنان نيستي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:26  توسط سجاد اسلامیان  | 

1. « من‌ در طول‌ مدت‌ نهضت‌ و انقلاب‌ به‌ واسطة‌ سالوسی‌ و اسلام‌ نمایی‌ بعضی‌ افراد ذكری‌ از آنان‌ كرده‌ و تمجیدی‌ نموده‌ام‌، كه‌ بعد فهمیدم‌ از دغلبازی‌ آنان‌ اغفال‌ شده‌ام‌. آن‌ تمجیدها در حالی‌ بود كه‌ خود را به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ متعهد و وفادار می‌نمایاندند، و نباید از آن‌ مسائل‌ سو ء استفاده‌ شود. و میزان‌ در هر كس‌ حال‌ فعلی‌ او است» ‌(امام خميني (ره): انتهاي وصيتنامه الهي سياسي)
2. حال يا گذشته و سابقه افراد كداميك بايد ميزان باشد تا راي ملت كه ميزان است را در اصح وجه قرار دهد به واقع تا چه حد گذشته و تا چه حد حال افراد مهم است
3. فرض كنيد سال 35 هجري است و شما يك فرد عادي هستيد
ساعاتي قبل طلحه و زبير به سراغ شما آمده اند و شما را دعوت به جنگي كرده اند كه براي اجراي حكم قصاص و خونخواهي عثمان قرار است عليه علي (ع) برپا شود اين جنگ را عايشه همسر رسول خدا(ص) و دختر خليفه اول رهبري مي كند و اميران لشگر طلحه و زبير از اصحاب بارز رسول ا... هستند كه در راه اسلام جنگها كرده اند و زخم ها برداشته اند
و ساعتي ديگر مالك اشتر به سراغ شما آمده است و شما را دعوت به جنگي مي كند كه در حمايت علي (ع) قرار است درگيرد سپاه را علي(ع) برادر و پسر عم رسول خدا (ص) رهبري مي كند و امير لشگر مالك اشتر نخعي از تابعين است كه آرزو دارد كاش پيغمبر را مي ديد
شما كداميك را برمي گزيديد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 15:32  توسط سجاد اسلامیان  | 

 سفر دشت غريبي است نفس تازه کنيم

در شرح يک وظيفه مضاعف  

وحيد جليلي

 اين يادداشت در شهريور ماه ۱۳۸۴ به عنوان  سرمقاله  شماره  ۱۹  ـويژه انتخابات نهم ـ  با تيتر "اي جوانان عجم جان  من و جان شما " کار شده بود. و اينک به بهانه  نزديک شدن  انتخابات رياست جمهوري  پس از چهار سال  مرورش مي کنيم.

1.به يکي از دوستان گفتم مقاله‌اي بنويس در مورد پيروزي رقيب آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات و دلايل شکست شهردار تهران در انتخابات رياست جمهوري. چنين مقاله‌اي مي‌توانست سرمقاله يکي از روزنامه‌ها يا مجلات ضد انقلابي درچهارم تيرباشدو مي‌توانست اين طور شروع بشود که: «شکست سنگين اصولگرايان درانتخابات نهم نشان داد که افسانه انقلاب اسلامي به تاريخ پيوسته و جدايي دين از سياست و حکومت در جامعه در حال گذار ايران امروز وارد مرحله تازه‌اي شده است. ايرانيان ديروز در انتخابي آگاهانه نشان دادند که چگونه قواعد زندگي در جهان مدرن را آموخته و براي رسيدن به قافله جهاني هر مانعي را درهم خواهند شکست. پيام سوم تير، پيامي است سهمگين‌تر از پيام دوم خرداد براي همه خام انديشان متوهمي که نتوانسته‌اند واقعيت جهان امروز را در يابند و کماکان در خرافات و توهمات ذهن‌هاي عقب مانده شان گرفتارند...»
حالا که آن دوست گرامي فرصت نگارش چنين مقاله‌اي را پيدا نکرده است به نظرم آمد اين موضوع را به اقتراح بگذاريم.

روزنامه‌ها و مجلات رقيب اگر احمدي‌نژاد شکست مي‌خورد چه تيترها و مقالاتي را در شماره‌هاي بعد ازسوم تيرشان مي‌گنجاندند؟ وچگونه خاک دين وانقلاب وآرمانگرايي وعدالتخواهي و... را به توبره مي‌کشيدند؟

2.از جمله جوک‌هايي که در دوره انتخابات و بعد از آن مد شده است حمله به تحجّر از سوي کساني است که خود از بزرگترين مدافعان و مروّجان يا قاعدان در برابر تحجّر در ده پانزده ساله گذشته بوده‌اند.
خوشبختانه موضع سوره نسبت به تحجّر مشخص است و بعيد است در چند سال گذشته هيچ مجله‌اي در فضاي مطبوعاتي ايران به اندازه سوره به تحجّر حمله کرده باشد. مشخصا" راجع به نمودهاي تحجّر و انجمن حجتيه در سازمان فرهنگي – هنري شهرداري که زير نظر آقاي احمدي‌نژاد اداره مي‌شد صريحا" تذکراتي داديم و اعتراض کرديم.
صاحب اين قلم در هشت، نه سال گذشته در دهها نشست دانشجويي و حوزوي و مسجدي عليه تحجّر و رسوخش در بين خيلي جريانهاي مدعي دينداري و انقلابي‌گري فرياد زده است اما خيلي زور دارد (و زر دارد و تزوير دارد) که اولين پيشگامان آرمان زدايي از دين و حذف عدالتخواهي از قاموس انقلاب امروز عَلَم مبارزه با تحجّر بر دارند و فرياد آي دزد! آي دزد! سر دهند.

کار به جايي رسيده است که حتي « کارگزاران » هم ضد تحجّر شده‌اند!

يک عمر تلاش کني که پاي عدالت را از دين کوتاه کني و اسلام را در محدوده مسائل فردي و خصوصي به زنجير بکشي و بعد به يک باره ياد امام بيفتي و از صحيفه نور کُد بياوري و راه به راه مصاحبه و سخنراني و... کني که ما بيداريم و نمي‌گذاريم ميراث آن امام سفر کرده به دست متحجّرين پايمال شود!
زهازه. حبذّا. آفرين. براوو. هورا.

شما و امام؟! شما و مبارزه با تحجّر؟ اگر شما به ميدان مبارزه با تحجّربياييد ميدان به کجا برود؟!

توي خانه‌هاي چند صد ميليوني بنشيني و با آخرين مدل موبايلت که ديروزعوض کرده‌اي با فلان دخترک خبرنگار دربروکسل يا لندن يا تهران اينجور اختلاط بفرمايي که: ما به خاطر عشق وارداتي که به تفکر حضرت امام نورا...مضجّعه الشريف داريم بايد نگراني خودمان را نسبت به ظهور مجدّد تحجّر در جامعه ابراز بنماييم. وبعد آروغ شام هتل هيلتونت را پنهان کني و اين‌طور ادامه بدهي که: « ما از حضرت امام قدّس ا... نفسئ الزکيه آموخته‌ايم که با تفکر طالباني...»

اي جماعت نه اگر بيش کمي عار کنيد               کي شما روزه گرفتيد که افطار کنيد؟

از قرار معلوم کار ما از اين به بعد مضاعف شده است. از يک طرف بايد حواسمان به رياکارهاي نان به نرخ روز خوري باشد که زير چتر ساده زيستي و شعارعدالتخواهي احمدي‌نژاد دنبال حاکم کردن اسلام مناسکي و متظاهر هستند و از طرف ديگر بايد به حساب کساني برسيم که سالهاست کلمه‌اي در اعتراض به حاکميت سرمايه داري و اشرافيت بر زبان نرانده‌اند و هر چه از مفاسد و منکرات و تبعيض‌ها و محروميت‌ها ديده‌اند « مَرّوا کِراماً » فرموده‌اند و در برج عاج انزواي تنزّه طلبانه براي مردم شرط‌هاي طاق و جفت براي نزول اجلال دوباره به عرصه سياست تعيين فرموده‌اند و درست يک هفته مانده به سوم تير يادشان افتاده که ما به غير از اعتراض به توقيف فلّه‌اي مطبوعات، وظيفه مهم ديگري داشته‌ايم و آن هم مبارزه با تحجّر و دفاع از تفکر اسلام انقلابي در برابر جماعت متحجّربوده است. آي مردم به صحنه بياييد که تا موفقيت نوچه‌ها و رفقاي ما براي تبديل جمهوري اسلامي به يکي از اقمار سرمايه داري فقط يک " يا حسين " ديگر مانده است!
يکي نيست به حضرات بگويد « شريک دزد و رفيق قافله؟» اول لطف بفرماييد مرزهايتان را با دوستان ليبرال دموکراتتان مشخص کنيد و يک سوزن به شتر سرمايه داري که در خانه تان خوابيده است بزنيد و بعد جوالدوز را در پهلوي بچه حزب اللهي‌هايي فرو کنيد که جو گير شده و- به زعم شما – فکر کرده‌اند احتمالا رايحه‌اي از شهيد رجايي به مشامشان رسيده‌است.

در هر صورت هر چه پيش‌تر مي‌رويم مبارزه ظريف‌تر مي‌شود. وحواسمان جمع بايد باشد که نه مرعوب مخالفان (به ظاهر خط امامي‌) دولت جديد بشويم ونه شيفته موافقان (به باطن رياکار و فرصت طلب) دولت جديد.

دولت جديد هم يکي از دهها دولتي است که در جمهوري بنا شده به دست امام خميني روي کار آمده‌اند يا خواهند آمد. خوب کار کند حفظه ا.... بد کار کند لعنئ ا....
مگر تعارف داريم؟

3." شلاق زن‌ها بر مي‌گردند "، " انتخاب احمدي‌نژاد يا انتحار سياسي"، " موتور سوار‌ها بر مي‌گردند" و.... اينها و چندين تيتر مشابه ديگر مربوط است به ويژه نامه انتخاباتي يکي از نشريات که اتفاقا مدير مسئولش از دوستان سابق ماست. و اتفاقا" آن دوست سابق الآن نماينده مجلس است. واتفاقا" آن دوست سابق خودش يکي از موتور سوارها ست! و اتفاقا" روي بي حجاب‌ها نه شلاق که کُلت مي‌کشيد! (نشاني؟ پارک ملت، سال 1371، بعد از نماز جماعت وسط پارک) اين دوست عزيز که اخيرا" خيلي طرفدار اعتدال و توسعه شده است و به مدد اعتدال، خيلي خوب هم توسعه پيدا کرده است مسئول ستاد انتخاباتي رقيب آقاي احمدي‌نژاد در يکي از استانها بود. و جالب اينکه در همان ايامي که آن ويژه‌نامه به مدير مسئولي‌اش منتشر مي‌شد توي مجلس يقه‌دراني مي‌کرد که آقا کشتند! آقا بردند! آقا چقدر تخريب! آقاي وزير اطلاعات چرا جلوي تخريب سرمايه‌هاي... را نمي‌گيري؟ آي دزد! آي دزد!...» تا اينجايش جالب بود؟ جالب‌ترش را هم بشنويد.
دو روز بعد از انتخابات روزنامه‌ها از قول همين عزيز دل برادر تيتر کرده بودند:" بايد رقابت‌ها را به رفاقت تبديل کنيم."!
جالب‌تر اينکه همين رفيق عزيز چند روز پيش با عکس شش در چهار رفته روي جلد نشريه پرتو اُرگان عاشقان آقاي احمدي‌نژاد با عنوان " گفتگوي اختصاصي پرتو با اقاي دکتر...."

التفات فرموديد؟

هر چقدر بنده دلم مي‌خواهد يک سر مقاله سنگين و وزين بنويسم ولي نمي‌دانم چرا سوژه‌ها اينقدر به طنز ميل مي‌کنند؟ انگار مي‌گويند:
" به قلمتان دست نزنيد مسخرگي در خود واقعيت است."

 الغرض بيشتر از مائده مهمان ديديم             رمه آنقدر نديديم که چوپان ديديم

4.نمي‌دانم داستان " پس انداز" سيد مهدي شجاعي را خوانده‌ايد يا نه؟ سال 69 چاپ شده وربطي به مسايل اخير ندارد ولي اين روزها نمي‌دانم چرا دايم توي ذهنم است. داستان از يکي از خواستگاري‌هاي اول انقلاب شروع مي‌شود که عروس وداماد بر سر ميزان زهد و ساده زيستي دعوايشان مي‌شود وعروس خانم معتقد است بايد يک چادر زد توي بيابان وکَفَش را هم روزنامه پهن کرد وهمان جا زندگي کرد و به هيچ چيز" کمتر از اين " قانع نمي‌شود.
بالاخره وصلت سر مي‌گيرد ولي از بخت بد داماد بيچاره، بد مي‌آورد و يک خانه يک خوابه گيرش مي‌آيد و مي‌ماند که چطور به عروس خانم اطلاع بدهد که از معيارهاي ساده زيستي عدول کرده و....اما عروس خانم با کمال بزرگواري مي‌پذيرد که زندگي در چنين سرپناهي را تحمّل کند تا بعدا" امکانات ساده زيستي فراهم بشود و....
دردسرتان ندهم اين بزرگواري‌هاي عروس خانم آن‌قدر ادامه پيدا مي‌کند که حاضر مي‌شود حتي زندگي در يک خانه سه خوابه با مبلمان فلان واثاثيه بهمان را تحمّل کند و دست آخر داماد بيچاره را که تحمّل اين همه تحمّل خانم را ندارد مجبور به طلاق مي‌کند.

حالا حکايت ملت است ودولت جديد.

دولت جديد با کرشمه ساده زيستي دل مردم را برده است ولي از همين حالا مي‌شود بوي طوفان را شنيد. طوفان توجيه در راه است
" چه کار مي‌شود کرد آقا؟ ما که به يک پيکان راضي هستيم. اگر نبود احساس وظيفه نسبت به تسريع درانجام مطالبات مردم، حتي حاضر بوديم فولکس هم سوار بشويم. ولي چه مي‌شود کرد؟ مجبوريم به خاطر مردم اين بنزها و... را تحمّل کنيم.اصلا" به خاطر مردم بدتر از اينهايش را هم حاضريم تحمّل کنيم."
در برابر اين طوفان لااقل چند تا فوت بکنيم که ماجراي طلاق ان‌شاءالله تکرار نشود.


5.نعمت بزرگي روي آورده است و هر نعمتي يا زمينه‌اي است براي زيادت – به شرط شکر – و يا مقدّمه‌اي بر عذابي شديد – به شرط کفران -. اميدهاي بسياري در دل‌ها زنده شده است. فضاي جديدي مي‌تواند شکل بگيرد. رايحه طيبه‌اي مي‌تواند به مشام برسد. آن مهرورزي که رئيس جمهور منتخب بعد ازعدالتخواهي اصلش دانسته و به آن فراخوانده است لازمه تحقق چنين فضايي است. مهر ورزيدن با همه. همه ايرانيان. حتي جهانيان. مهر ورزيدن با کودکاني که حسرت هر آنچه تلويزيون جمهوري اسلامي تبليغ مي‌کند بر دلشان مي‌ماند، مهر ورزيدن با پدراني که زير بار فقر و شرم فرسوده مي‌شوند، مهر ورزيدن با دختراني که فرياد خودسوزي شان در هياهوي بانوي صلح نوبل گم مي‌شود، مهر ورزيدن با مادراني که شهروندان درجه n ام جامعه مدني‌اند و خواسته‌هاي ميليونها نفرشان به اندازه يک دختر آقازاده براي دوچرخه سواري در چيتگر هم جدي گرفته نمي‌شود، مهر ورزي با همه آنها که براي حفظ انگشتر عقيقمان از ترس نگاهشان به رکوع‌هاي گرم و قنوت‌هاي داغ گريختيم، مهرورزي با همه مسکينان ويتيمان واسيراني که به بهانه مشغوليت به ختم انعام يا زيارت عاشورا، در خانه را به رويشان نگشوديم. مهر ورزي با همه انسان‌ها. حتي آنها که دوست وشريک ورفيق و همسايه و... نيستند.

و از دل چنين مهري است که چنان قهري مي‌جوشدکه:" والله لو وجدته قد تزوج به النساء وملک به الاماء لرددته ". مهر فاطمي وعلوي.

هرزه هر بته که روييد به داسش بنديم         گرد خود هرکه بچرخد به خراسش بنديم

سفر دشت غريبي است نفس تازه کنيم      آخرين جنگ صليبي است نفس تازه کنيم

زخم وامانده خصم است ونمکدان شما         "اي جوانان عجم جان من و جان شما "

منبع: وبلاگ نشريه راه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:16  توسط سجاد اسلامیان  | 

1370-1384: از راست و چپ تا اصولگرا و اصلاح طلب
بعد از سال 65 به واسطه جنگ و مديريت امام ، اختلافات ايجاد شده زياد بروز نمي كند اما در سال 70 آرام آرام دو جناح راست و چپ در كشور به وجود مي آيد. طيف ملي مذهبي هم عملا به محاق رفته است
اما جناح راست تلفيقي است از جامعه روحانيت و موتلفه كه از طيف مذهبيون دوره قبل خارج شده اند به همراه نيرو هاي راستگراي سازمان منحله مجاهدين انقلاب اسلامي و نيرو هاي سپاه كه در اين ميان نيرو هاي انقلاب فرهنگي هم به چشم مي خورند
جناح چپ هم متشكل است از مجمع روحانيون مبارز و گروه جديد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي كه به همراه بخشي از بچه هاي لانه جاسوسي دوباره و در سال 70 اعلام موجوديت كرده است و اعضاي آن بهزاد نبوي، محمد سلامتيان،سعيد حجاريان و ... هستند البته اكثر نيرو هاي لانه جاسوسي در جناح چپ با اسم دانشجويان پيرو خط امام كار مي كنند
دولت و مجلس عملا در دست جناح راست است و گروه سنتي كه از طيف مذهبيون در اين جناح است فعال است و اجازه حركتي به طيف ديگر جناح و جناح مخالف نمي دهد

                         
در ميانه اين دوره اين عملكرد بازخورد مناسبي نمي يابد لذا در 2 خرداد 76 طيف سنتي جناح راست شكست مي خورد و اين شكست در انتخابات مجلس ششم تكميل مي شود و طيف سنتی جناح چپ(مجمع روحانيون) به قدرت مي رسد؛ اين شكستها باعث مي شود تا جناح راست در انتخابات رياست جمهوري هشتم (80) با طيف نوين خود به رهبري احمد توكلي به صحنه بيايد
اما به فاصله سالهاي 78 تا 84 اجازه جولان بيش از حد به طيف نوين چپ كه اينك سازمان مجاهدين و مشاركت (نبروهای سابق لانه جاسوسی)هستند (البته با هدايت طيف بيدار شده ملي مذهبي) مانند تحصن در مجلس و ... و سكوت طيف سنتي به رهبري خاتمي و كروبي باعث مي شود كه آرام آرام شكستهاي اصلاح طلبان با انتخابات دوم شوراها شروع شده و با انتخابات رياست جمهوري نهم تكميل شود و جناح اصولگرا اين بار با طيف نوين خود كه آباد گران نام دارد ( نه طيف سنتي طرفداران لاريجاني و رفسنجاني) به صحنه قدرت بازگردد
1384 تاكنون
3 تير 1384 هم براي جناح اصولگرا و هم براي جناح اصلاح طلب نوعي شك است . طيف نوين اصولگرا كه تمام سرمايه خود را بر روي قاليباف سرمايه گذاري كرده است اينك با بديل همين طيف يعني احمدي نژاد مواجه است؛ طيف سنتي و طيف نوين هر چند كانديداهاي اصلي شان به پيروزي نرسيده است اما از پيروزي احمدي نژاد خوشحال است و بر اين اساس سعي مي كند تا به دولت جديد كمك كند

          
در طرف ديگر طيف افراطي اصلاح طلبان (مجاهدين – مشاركت) و طيف سنتي ( مجمع روحانيون مبارز) به جان همديگر افتاده اند و يكديگر را مقصر مي دانند تا اينكه در اين ميان خط جديدي از درون اين دو طيف به خصوص طيف سنتي خارج مي شود تا در جايگاه اصلاح طلبان معتدل حركت كند و آن چيزي نيست جز حزب اعتماد ملي به رياست كروبي
اما روند كار دولت احمدي نژاد طيف نوين اصولگرايان را با انشقاق روبرو مي كند آن هم از روز اول تا اينكه در انتخابات سوم شوراها و نهايتا انتخابات مجلس هشتم عملا طيف نوين اصولگرايان به دو قسم طرفداران احمدي نژاد ( رايحه خوش خدمت) و طيف مقابل (ائتلاف فراگير) تقسيم مي شوند
رويدادي كه بعد از انتخابات 84 رخ داد و در حال تكوين به نظر مي رسد ايجاد طيف جديدي با نام اعتدال در كشور است گروههايي كه تا قبل از اين به جناح راست يا اصولگرا وابسته بودند و يا به جناح چپ و اصلاح طلب تعلق داشتند در كنار هم قرار گرفته اند نمونه اين گروهها حزب اعتدال و توسعه آقاي حسن روحاني است كه هم به جناح راست و هم جناح اصلاح طلب تعلق خاطر دارد و حضور مير حسين موسوي به خاطر شخصيت وي در گذشته اين طيف را تقويت خواهد كرد
علي اي حال در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اصلاح طلبان در هر طيف تلاش كرده است تا گزينه خود را كانديدا بكند. طيف معتدل اصلاح طلبان از اول روي كروبي حساب كردند اما طيف تندرو سعي كرد تا دو گزينه عبد اله نوري و يا سيد محمد خاتمي را به صحنه بياورد اما هر دو نيامدند لذا گزينه سوم براي آنها ميرحسين موسوي بود؛ طيف سنتي هم بر گزينه هاي سيد محمد خاتمي، ميرحسين موسوي و نهايتا موسوي خوئيني ها كار كرد تا آنكه نهايتا مير حسين موسوي گزينه سوم طيف تندرو و گزينه دوم طيف سنتي به صحنه آمد تا گروههاي تندرو و سنتي اصلاح طلبان در كنار هم قرار بگيرند
در همين جهت اصولگرايان سنتي و آبادگراني(ائتلاف فراگير) تصميم گرفتند گزينه اي غير از احمدي نژاد را برگزينند لذا بر سه گزينه قاليباف و رضايي از ائتلاف فراگير و ولايتي از طيف سنتي با عنوان دولت ائتلافي مانور دادند تا آنکه ضلع چهارم انتخابات ۸۸ تکمیل شود و محسن رضایی به صحنه بیاید

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 14:5  توسط سجاد اسلامیان  | 

1357-1370: دوران حذف و اضافه
در نتيجه مباحث ايدئولوژيك و فرهنگي دوران قبل اينك و در سال 57 برآيندي به دست آمده است كه انقلاب اسلامي نام گرفته است ديگر در داخل طيف سلطنتي وجود ندارد ( آنها بعد از اين تاكنون نتوانسته اند حرف خود را بر كرسي بنشانند)

        
در طيف مذهبي حزب جمهوري اسلامي با تجميع نيرو ها به وجود آمده است و در طيف چپ ظهور گروههاي چريكي بيشتري را شاهد هستيم گروه پيكار كه از درون سازمان مجاهدين خلق خارج شده و گروههاي قوميت گراي چپ نيز به عرصه آمده اند؛ از طرف ديگر حزب توده هم به عرصه بازگشته است
طيف مليون اينك ليبرالهاي منتقد رژيم را هم در كنار خود دارند اما بخشي از آنها به واسطه شاهپور بختيار به جمع سلطنت طلبان رفته اند و ما بقي هم خود را در كنار دولت موقت و نهضت آزادي قرار مي دهند
اما كودتا در سازمان مجاهدين خلق 3 انشعاب را ايجاد كرده است كه بعد از پيروزي انقلاب نمايانتر شده است گروه پيكار كه به طيف چپ تعلق پيدا كرده است. طرفداران فكر لطف ا... ميثمي در سازمان به طيف مليون و ليبرالها تمايل دارد و نهضت مجاهدين را راه اندازي كرده است؛ رجوي بر مشي سابق تاكيد دارد و بر التقاط خود پايبند است اما طيف ديگري هم جديدا ايجاد شده كه خود را به مذهبيون نزديكتر نشان مي دهد اين گروه كه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نام دارد از جمع شدن گروههاي كوچك جدا شده از سازمان مجاهدين خلق مثل گروههاي صف، موحدون و .... تشكيل شده اند و افرادي چون بهزاد نبوي، محمد سلامتيان، محسن رضايي و ... عضو آن هستند
طيف چپ در اين دوره در دو مرحله حذف مي شود اول در نابودي گروههاي چريكي در سال 58 و دوم در انحلال حزب توده در سال 62؛ البته بخشي از اين گروهها در سال 60 با طيف التقاط همراه مي شوند و گروههايي هم به خارج مي روند كه هم اكنون دو گروه فدائيان خلق و حزب كمونيست ايران در خارج فعالند
طيف مليون بعد از اعتراض به لايحه قصاص و عباس امير انتظام جبهه ملي را در خارج از كشور مي بيند گروهايي از ليبرالهاي ضد رژيم پهلوي بعد از قضاياي بني صدر و منافقين در سال 60 با آنها در شوراي به اصطلاح مقاومت ملي همراه مي شوند و فقط طيف مليون نهضت آزادي اش باقي مي ماند كه اينك با نام ليبرالها يا ملي مذهبي ها شناخته مي شوند كه به همراه نهضت مجاهدين ميثمي و مبارزان مسلمان حبيب ا... پيمان در كنار هم قرار گرفته اند
طيف التقاط هم كه رجوي و سازمان مجاهدين خلق(منافقين ) است به خارج از كشور ميروند
اما در ابتداي اين دوران دو اتفاق مهم مي افتد كه هر چند در اين دوره در فرآيند جريانات سياسي و تشكيل يا افول آنها موثر نيست اما در دوره هاي بعد منشاء اموري است؛ اين دو اتفاق از درون دفتر تحكيم وحدت جرقه مي خورد اولي تسخير لانه جاسوسي توسط دانشجوياني بود كه با گروههاي چپ همراهي داشتند بزرگان اين حركت كساني مثل ابراهيم اصغرزاده، بيطرف، حجاريان، ميردامادي و ... بودند و دومي انقلاب فرهنگي در دانشگاهها با هدايت گروهي از دانشجويان تحكيمي كه با مذهبيون و حزب جمهوري اسلامي همراهي داشتند بود كه افرادي چون احمدي نژاد در راس آن قرار داشتند
علي اي حال بعد از سال 62 عملا 3 طيف عمده در كشور وجود دارد: طيف مذهبيون كه در سال 57 با تشكيل حزب جمهوري اسلامي وحدت رويه داشتند اما آرام آرام و در سال 64و 65 به علت اختلافات در روش كار و متد اداره حكومت، حزب جمهوري اسلامي منحل مي شود و سه جريان، دو جريان قديمي موتلفه و جامعه روحانيت و جريان جديد مجمع روحانيون مبارز وارد عرصه مي شوند
طيف ملي مذهبي هم به كناري رفته است و طيف ديگر همانا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است، اين گروه آچار فرانسه نظام است كه در دولت و مجلس فعال است اعضاي اوليه سپاه از درون همين گروه هستند اما سازمان هم مثل حزب جمهوري اسلامي با مشكل مواجه مي شود و نهايتا در سال 65 اعلام انحلال مي كند. در اين سازمان دو طيف چپ و راست شكل مي گيرد كه بعد از جنگ تبلور مي يابد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 16:36  توسط سجاد اسلامیان  | 

1344-1357: از دعوا تا جنگ ايدئولوژيك
اين دوره دوره دعواهاي عقيدتي و ايدئولوژيك است هر چند دستگاه به تجدد خواهي و غرب گرايي تمايل دارد اما افكار طيفهاي ديگر در اين دوران زير پوست جامعه در حال تزريق است

                     
طيف مذهبيون با سخراني هاي شهيد مطهري و شهيد بهشتي و آيت ا... خامنه اي و... ، طيف چپ با ارائه كتب و جزوات در دانشگاهها و ... و طيف ملي با سخنراني هاي دكتر شريعتي و كتابهاي مهندس بازرگان و ... اين روند را ادامه مي دهند؛ اما اين دوران خصوصيت ديگري هم دارد و آن پليسي تر شدن هر چه بيشتر جامعه است به گونه اي كه در اواخر اين دوره زندان محفل مباحث و دعواهاي ايدئولوژيك است
در اين دوره طيف مذهبيون علاوه بر دو شاخصه كلي فوق شاخصه اي خاص هم دارد و آن ورود تشكيلات به فضاي روحانيت و حوزه است اين در حالي است كه قبلا بازاريان (موتلفه و فدائيان) تشكيلات اين طيف را تشكيل مي دادند كه لينكهايي چون شهيد اندرزگو و شهيد نواب صفوي با حوزه داشتند اما تشكيل جامعه روحانيت مبارز تشكيلاتي كاملا حوزوي است
طيف چپ هم داراي همان دو خصيصه كلي است؛ طيف مليون هم در محاق كامل است اگر چه نهضت آزادي هر دو خصيصه كلي را دارد در اين حال تلاش اين طيف براي ورود مجدد به صحنه فعاليت قانوني كشور يعني تشكيل جبهه دوم و سوم نيز با شكست روبرو مي شود
اما طيف جديدي كه در دوره قبل ايجاد شد يا همان طيف التقاطيون خود مورد هدف سخنراني ها و مباحث ايدئولوژيك است و اعضاي سازمان مجاهدين خلق در اين دوره در خانه هاي تيمي خود درگير همين تفكرات مهندس بازرگان، چپها و مذهبيون هستند؛ در برآيند اين تفكرات حائثه مهمي رخ مي دهد كه منشاء تحولات مهمي در اين دوره و دوره بعد مي شود سازمان مجاهدين خلق بعد از ضربه شهريور 50 و اعدام مركزيت هر چه بيشتر درگير مباحث ايدئولوژيك مي شود تا آنكه در سال 54 بخشي از سازمان كه به مركزيت راه يافته اند اعلام مي كنند كه كمونيست شده اند و همين امر باعث انشعابات بسيار در زندان و بيرون زندان در اين طيف مي شود

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 14:49  توسط سجاد اسلامیان  | 

در بررسي براي رسيدن به اينكه جايگاه دو جناح سياسي فعلي يعني اصولگرايان و اصلاح طلبان كجاست به نظر مي رسد بايد به جريان شناسي قبل و بعد از انقلاب اسلامي بپردازيم
در اين فرآيند به نظر مي رسد بايد به سال 1332 باز گشت:
1332-1344: از ياس به سوي اميد
هنگامي كه كودتاي 28 مرداد عليه دكتر محمد مصدق رخ داد حالتي از ياس و نااميدي آرام آرام كشور را فراگرفت و حتي اقدامات بعدي آيت ا... كاشاني و 16 آذر 1332 نيز نتوانست آزادي هاي قبل از كودتا را بازگرداند؛ دادگاه و تبعيد دكتر مصدق، دستگيري آيت ا... كاشاني و اعدام اكثر اعضاي فدائيان اسلام همه و همه هر روز بر اين ياس مي افزود بخصوص با اقدامات پليسي تيمور بختيار

                           
در اين دوران 3 طيف ( بجز طرفداران سلطنت) كه قبل از كودتا فعال بودند با تحولاتي روبرو شدند؛ طيف مذهبيون با برخورد شديد حكومت مواجه شدند و اين برخورد ياس و عدم توانايي نقابله با حكومت را بيش از پيش به درون حوزه و بازار كه حامي اصلي حوزه بود كشاند؛ طيف مليون نيز در بخشي خود را بازسازي كرد كه در اين بازسازي نهضت آزادي شكل گرفت (مليون مذهبي تر از شايگانها و بقايي ها ) اما مابقي يا به طيف سلطنت طلبان ملحق شدند يا كنار كشيدند؛ طيف چپ هم به رهبري حزب توده هر چند قبل از كودتا فعال بود اما با جو پليسي بوجود آمده عملا اين طيف هم در محاق رفت بخصوص كه بخشي از افسران حزب به خدمت ركن دو ارتش درآمدند
اما در اين دوران دو تحول عمده يكي در داخل كشور و ديگري در خارج از كشور اين 3 طيف را تكان داد اين دو تحول عبارت بود از حوادث 15 خرداد و سخنراني امام خميني (ره) بر ضد كاپيتولاسيون در داخل كشور و پيروزي چپ ها و كمونيستها در جهان بخصوص در كوبا
در طيف مذهبيون با توجه به سابقه فدائيان اسلام از يك طرف و تحولات 15 خرداد و بعد از آن نياز به حركت تشكيلاتي حس شد تا آنجا كه شاهد نيروي جديدي در اين طيف به نام « هيئتهاي موتلفه اسلامي» هستيم
در طيف چپ هم با توجه به شكست تجربه حزب توده و حركت حزب در راستاي منافع شوروي و غلبه حركات چريكي و سوسياليسم كاسترويي بر كمونيسم لينيني و استاليني در ايران نيز گروههاي چريكي چپ شكل گرفت كه از نمونه آن سازمان فدائيان خلق مي باشد
در طيف مليون تحول مهمتري رخ داد؛ دانشجويان و علي خصوص در دانشگاه تهران كه از قبل از كودتا و بخصوص بعد از آن و همچنين در 15 خرداد فعال بودند اكثرا وابستگي خود را به طيف ملي و بخصوص تعلق خود را به نهضت آزادي و اشخاصي چون بازرگان و آيت ا... طالقاني ابراز مي كردند؛ اما در اين بين گروهي از دانشجويان به علت 1. عدم جديت طيف مليون در مبارزه با رژيم 2. امكان مخالفت با رژيم با نگاه به حوادث 15 خرداد و بعد از آن بر خلاف تمام آيه ياس خواني هاي مليون و مذهبيون و 3. موفقيت گروههاي چپ در جهان دست به ايجاد خطي جديد در اين راه زدند كه برآيند آن تشكيل سازماني بود كه بعد ها مجاهدين خلق نام گرفت

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 15:13  توسط سجاد اسلامیان  | 

ثبت نام اینترنتی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری امروز شروع شد

مدتی است می خواهم به انتخابات بپردازم ولی وقت نمی کنم اما از امروز شروع شد

چند نکته قبل از هر چیز

۱. بزودی تحلیلی جریان شناختی را در وبلاگ می گذارم تا بدانید که فضای کلی چگونه است

۲. انتظار بی طرفی را نباید داشته باشید مگر من سایت خبری ام (که البته این روزها سایتهای خبری هم بی طرف نیستند)

۳. اگر از کسی طرفداری می کنم یا علیه کسی می نویسم این  صرفا و صرفا عقیده شخصی من است آنهایی که من را می شناسند می دانند که هیچگاه در طرفداری ام از کسی و ضدیت با کسی از هیچ احد الناسی خط نگرفته ام و نخواهم گرفت ان شاء ا...

۴. اگر علیه کسی می نویسم شاید که اشتباه باشد( که البته تمام سعی من بر عدم اشتباه بودن مطالب است) اما به هیچ وجه قصد تخریب کسی را ندارم و نخواهم داشت

۵. مطمئن باشید از هر چهار ضلع انتخابات ( احمدی نژاد- کروبی- موسوی - رضایی) انتقاد دارم لذا هیچ تخریبی در کار نخواهد بود

۶. حتما در نظر سنجی شرکت کنید

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 11:50  توسط سجاد اسلامیان  |