۱. خاطرات من در مورد نشریه هویت تمام نشده اما با مشکلی روبروست و آن هم اینکه خاطرات من با حضور شماره های نشریه قابل درک و کامل می شود اما هاستی وجود ندارد که من ۸ عدد pdf موجود را در آنجا بگذارم و برای شما لینک کنم اما به محض دسترسی به فضای مورد نظر بخش های مختلف آن را در اختیار شما می گذارم در ضمن اگر می توانید کمک کنید خوشحالم می کنید ( فایلها سر جمع چیزی حدود ۶۰ مگابایت است)
2. از اينکه دانشجويان موفق شدند در سفر اخير احمدی نژاد صدای جمعی و يکپارچه خود را برای تغييرات در رياست دانشگاه به گوش وزير و معاون آن برسانند خوشحالم اما وعده های داده شده من را نگران می کند مواظب باشید آنها دارند می گويند کلاغه را ... و شما را به يخچال و غيره ذلک مشغول کنند تا يادتان برود که بخواهيد که قاضي عوض شود؛ نهايتا هدفتان را گم نکنيد
3. از اينکه در بحث امکانات مسائلی نظير يخچال و ... بر مسجدکه ده سال است افتتاح نشده مقدم شده متاسفم
۴. حضور وزیر من را به یاد ۲ بار حضور وزیران سابق و فعلی یعنی توفیقی و زاهدی به دانشگاه انداخت که یکی در سال ۸۳ و دیگری در سال ۸۴ بود
در آبان يا اوايل آذر بود که با خبر شديم وزير به دانشگاه می آيد عده اندکی برای ديدار با وزير جمع شده بودند که اغلب از فعالان نشريات، نهاد، بسيج و انجمن بودند از جمله بچه های هويت در ميان ما امامی که دارای مشکل تحصيلی بود شب قبل نامه ای همراه با مدارک برای ارائه به وزير آماده کرده بود اما وزير فرار کرد لذا اين شد که وی قلم به دست گرفت و داستان مانندی به نام «قصه شب» را برای شماره دو هويت که در اواخر آذر 83 منتشر شد نوشت يادم هست آن زمان رحمدل و فرزاديان هم که قدرتی نداشتند جزو کسانی بودند که در داستان توصيف شده اند
بار دوم حضور وزیر حضور زاهدی در ۱۵ دی ۸۴ در دانشگاه بود زمانی که قاضی عمل سنگینی انجام داده بود و به سختی می توانست به دانشگاه بیاید و احتمال رفتنش زياد شده بود آن موقع قاضی برای بودجه در مورد مسجد دانشگاه نامه ای به احمدی نژاد نوشته بود که وزیر اعلام کرد بودجه خواهدآمد در آن روز وزیر دیدار عمومی با دانشجویان گذاشت
ما همراه با بعضی از بچه های سابق بسيج از جمله پوررکنی متنی را آماده کرديم که توسط مهدی حامدی در حضور وزير قرائت شد از جمله نکات آن متن عبارت بود از : عدم وجود تشکل سياسی و عدم اجازه به فعاليتهای سياسی، نبود مسجد، رخوت در دانشگاه، مشکلات پژوهشی، بروکراسی مزمن در دانشگاه، مشکلات عديده آموزشی،مشکلات فرهنگی و نشريات و فضای آموزشی
در پایان جلسه من به آقای وزیر نزدیک شدم و یک نشریه از هویت به او دادم و در مورد رفتن قاضی با او صحبت کردم اما آن موقع اوگفت که بهتر است فعلا حرفش را نزنید
دیدار دیگر من با آقای خرمشاد در اجلاس مدیران مسئول نشریات دانشجویی دانشگاههای کشور در تهران بود که با وی مفصل در مورد اوضاع فرهنگی دانشگاه از جمله کمبود بودجه و مدیریت مالی غلط آقای قاضی صحبت کردم