تبليغاتX
جستجوگر هویت و واقعیت
وبلاگ شخصی سجاد اسلامیان
ما قبل شماره پنج
بعد از موفقيت نشريه در سال تحصيلی 83-84 و انتشار 4 شماره و بخصوص 3 شماره بعد از عيد و بخصوص در ايام امتحانات و پيروزی احمدی نژاد در انتخابات و عضويت در ميان نشريات عدالتخواه کشور باعث شد شورای سياستگذاری نشريه در ابتدا و انتهای تابستان دو جلسه بگيرد
اولين جلسه در مورد موضع ما نسبت به جنبش عدالتخواه دانشجويی بود که تصميم گرفتيم در اولين نشست رسمی آن با عنوان جنبش که در تابستان بود شرکت کنيم اما در تاريخ مقرر هيچکدام از ما در موقعيتی نبوديم که در آن شرکت کنيم لذا نشریه به عنوان عضو غیر سمی با جنبش فعالیت می کرد
دومين جلسه با تاکيد بيشتری منعقد شد در اوايل شهريور در منطقه تفريحی سد زاينده رود اصفهان بود اين جلسه علاوه بر جهات فوق از جهت تشکيل کادر جديد معاونت فرهنگی دانشجويی بخصوص آمدن فرزاديان به مديريت دانشجويی مهم بود
در اين جلسه برسر مساله بسيج و فرزاديان به توافقی نرسيديم اما بر استارت شماره 5 و همچنين بر ارائه رويکرد ها به دانشجويان تاکيد شد
شماره پنجم

                                      
کار اين شماره همانطور که گفتم در تابستان شروع شد ولی در ليالی قدر توزيع شد
نکات شماره پنجم
1.
در سرمقاله موضع نشريه در مورد پيروزی احمدی نژاد را بيان کرديم
2.
بعد از صحبتهای بسيار در مورد چگونه عمل کردن در مورد فرزاديان و بسيج راه های بسياری مورد بحث قرار گرفت از جمله مصاحبه با فعالان فرهنگی و شنيدن انتقادات آنها عليه مديريت وی، مطرح کردن گزينه های بهتر برای مديريت دانشجويی و ...... و نهايتا شورای سياستگذاری به مقاله « پرکاهی تقديم به آستان الهی» رای مثبت داد مقاله ای که کم اثر هم نبود.
جملاتی که در بخش پنجم مقاله وجود دارد جملاتی است که در دوران فرزاديان بالای سر او نوشته شده بود
3.
اوضاع ورودی های جديد خيلی افتضاح بود و مدتها در نمازخانه ها و جاهای ديگر می خوابيدند لذا تصميم گرفتيم با آنها مصاحبه کنيم و مصاحبه « زندان ابو غريب يا خوابگاه دانشجويی» نتيجه آن شد
4.
بيانيه رويکردهای نشريه شامل 10 بند را هم قبل از انتشار نشريه و هم در درون آن منتشر کرديم
5.
بحث مطالبه از دولت جديد که ادعای عدالتخواهی داشت برای ما خيلی مهم بود لذا گزيده دو سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع دولتمردان دولت نهم به تاريخ های 6/8/84 و 17/7/84 را به صورت جزوه و ضميمه با عنوان لحظه های بيداری منتشر کرديم

شماره 6 و7

                                  
اوج کيفيت کار ما در اين شماره بود بعد از شماره 5 که فقط ساسان دهقانی به ما پيوست ولی بعد از آن با تهديدهايی که او را کرده بودند از ما جدا شد در اين شماره 4 نفر از خواهرن تقاضای همکاری دادند جلسه مفصلی با هماهنگی راونجی و حضور آقای موقاری گرفته شد صحبت شد و نهايتا 2 نفر به ما در اين شماره کمک کردند خانم ها مريم الهی فر و زهرا دينوری.

نکات شماره 6 و7
1.
بعد از انتقاد از بسيج نامه ای از طرف بسيج به ما رسيد و رفتار خوبی هم نشد لذادر دو قالب کلام آقا و خبر جواب آنها را داديم که مورد استقبال خيلی ها قرار گرفت(من و بسيج 2)
2.
بخش ديگری که اين شماره خيلی به آن پرداخت کودتا در کانون ادبی بود که در قالب بيانيه و اخبار ارائه شد( من و کانونها)

3. ما قبل ازانتشار هر شماره فراخوان می داديم ولی هيچوقت متنی نرسيد اما در اين شماره برای اولين بار اين مساله صورت گرفت و ما در مورد اختلاط مطلب چاپ کرديم و آن مقاله « جدا بودن دخترها و پسرها از هم آری يا نه» از آقای علی جوادی بود برای پیش نیامدن مشکل ما عنوان « مطالب مندرج در نشریه الزاما بیانگر دیدگاه گردانندگان آن نمی باشد» را در زیر شناسنامه نشریه نوشتیم
4.
بحث جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی آن زمان مورد تاکيد جنبش بود و البته هنوز هم هست لذا ما سعی کرديم در اين امر سهيم باشيم لذا مطلب « اديب پهلو گرفته» را همراه با داستان « چشم در برابر چشم» منتشر کرديم
5.
برای اولين بار در دانشگاه از احمدی نژاد انتقاد شد
6.
يک نسخه از اين شماره هنگام حضور زاهدی وزير علوم به وی داده شد
7.
کار کاريکاتور و ارائه سند از کارهای ويژه در اين شماره بود

شماره 8 و 9

                                     
بعد از شماره 6و7 که در آذر منتشر شد بحث کارشناسی ارشد و مسايل ديگر اجازه نداد که در زمستان نشريه ای منتشر کنيم اما نشد ولی مطالب را جمع آوری کرديم و در ارديبهشت 85 منتشر شد

نکات شماره 8و9
1.
بحث مصاحبه باحاج آقا راغبی پروژه بلند مدتی بود که جواب داد؛ اول که شروع کرديم می دانستيم ايشان مصاحبه بده نيست لذا مجوز سربرگ گرفتيم و نامه زديم؛ تاريخ نامه 28/8/84 بود و تا 13/12/86 ؛ 5 ماه طول کشيد و بالاخره مصاحبه نداد؛ برای مصاحبه و انتقادات ما از نهاد و حاج آقا راغبی با محسن صادقپور نيز هماهنگ بوديم و بعد از انتشار نشريه يک نسخه را برای « حاج آقا محمدی» رئيس نهاد مرکز ارسال کرديم که به احتمال زياد یکی از دلایل استعفای سال بعد حاج آقا موفق همین بود
2.
مصاحبه با مهدی انصاری اينجور شروع شد که خودش آمد و گفت استعفا داده ام؛ ما باور نکرديم ولی بعد که مطمئن شديم دعوت کرديم آمد و مصاحبه کرديم خيلی حرف زد و خيلی حرفها زد ولی همينقدر که منتشر کرديم 2 نفر از ما شکايت کردند و اخطار کتبی گرفتيم اگر همه را منتشر می کرديم حتما توقيف می شديم (من ونشريات)
3.
داستان «حزور» کنايه هائي بود از بچه هابه حاج آقا موفق و جوابيه اش کنایه به فرزدايان بود
4.
برای اولين بار و به نوعی آخرين بار نامه رسمی و جوابيه رسمی گرفتيم که در صفحه 14 منتشر کرديم
5.
در اين شماره به بررسی علمی دو مقوله مداحی و مقاله « مداحی» و اختلاط با عنوان « جدايی دختران و پسران؟!» پرداختيم که دومی در جواب مقاله آقای جوادی و از طرف « سيد مجتبی حميدی» ارائه شد؛ يادم هست سر انتشار مقاله « مداحی» 3 ساعت در جلسه شورای سياستگذاری نشريه بحث کرديم
6.
اين شماره مشکلات اجرايی هم داشت اولا من مشغول يادواره هجرت سرخ بودم؛ بعد در بحث تکثير هم مشکلاتی پيش آمد

بعد از انتشار نشريه شماره 8و9 سال 84-85 با شکايات از نشريه تمام شد؛ در طول ترم اول 85-86 تلاش بسياری کردم تا نشريه را به گروه جديدی بسپارم چند بار هم استارت نشريه را با گروه جديد زديم ولی جواب نداد تا اينکه بالاخره دو نفر يعن يوسف زرنگاريان و ميثم نقی لو مجدانه حاضر به کار شدند و خودشان تيمی تشکيل دادند و من هم نامه درخواست انتقال را برای کميته ناظر نوشتم و فرستادم، آنها حتی مطالب را هم آماده کردند ولی در زمستان 85 يا فروردين 86 با اين عنوان که «مگر نشريه ارث است که منتقل شود» با انتقال آن مخالفت شد لذا زرنگاريان و نقی لو تصميم گرفتند تقاضای جديد دهند با نام هويت و زمينه هايی مثل « سياسی، فرهنگی، اجتماعی، صنفی»، « تخصصی عدالتخواهی» يا « خبری، تحليلی» ارائه کردند ولی نهايتا در ترم اول امسال با اين تقاضا هم مخالفت شد
زرنگاريان شخصا در نشست مشهد جنبش عدالتخواه شرکت کرد و عضوجنبش عدالتخواه نيز هست و اميدوارم خداوند خود راهی برای پويايی مسير عدالتخواهی در دانشگاه باز نمايد
آمين

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:19  توسط سجاد اسلامیان  | 

ما قبل شماره سوم
قبل از بررسی شماره سه چند مساله روی داد که بهتر است بگويم:
1.
اسفند 83 از طريق حامدی مطلع شديم که قرار است نشست نشريات عدالتخواهی کشور در خمين برگزار شود لذا به دعوت حامدی، قصری و پيشکار به خمين رفتند و از اين جا به بعد نشريه ما علنا و عملا جزو نشريات عدالتخواه قرار گرفت در اين نشست بحثهای زيادی بوده و با وحيد جليلی سردبير وقت سوره آشنا شديم و همچنين از اين به بعد عضو گروه توزيع پارتيزانی سوره شديم
2.
از هنگام ورود بروجردی بحث ايجاد تشکل عدالتخواه تقويت شد صحبتهای فراوانی شد؛ من و قصري هم با قاضی صحبت کرديم ولي وی تمايل نشان نداد و برخورد خوبی نکرد اما ما نامه ای هم آماده کرديم اما در اثر اختلافات با بروجردی قضيه پيگيری نشد
3.
در پرتوی احتياج به کار منظم تر و همچنين صنفی درخواست ماهنامه و صنفی را داديم و با آن موافقت شد و نشريه شد: ماهنامه سياسی، فرهنگی،اجتماعی، صنفی هويت
شماره سوم

                                          
شماره دو جايگاه جديدی برای هويت در دانشگاه رقم زد و از جمله اعلام آمادگی گروهی از خواهران برای همکاری با نشريه بود که اکثرا قبلا در نشريه نسيم خواهران کار می کردند
شورای سياستگذاري تصميم گرفت پيشکار را رابط نشريه با خواهران قرار دهد و بعد از صحبتهايي که کرد به اين نتيجه رسيديم که جلسه مشترکی برگزار کنيم و چون در دانشگاه ممکن نبود به پيشنهاد و هماهنگی خواهران در محل نشريه اشراق انديشه متعلق به طرح ولايت جلسه برگزار شد؛ اصول نشريه اعلام شد و رويکرد و رويه نشريه توضيح داده شد و بعد از آن استارت شماره 3 زده شد
همچنين از اين شماره پيشکار به دلايلی از سردبيری استعفا داد و ياسر قصری سردبير شد و همچنين محمد حسن ميرشکاري به هيئت تحريريه اضافه شد.
نکاتی در مورد شماره سوم
1.
در اين شماره مقالات « آقايان پاسخگو باشند» و «BBC و مداحي» و بخصوص « آقای هاشمی اشتباه نکنيد!» خيلی مورد توجه قرار گرفت.
2.
اولين بيانيه در مورد انتخابات رياست جمهوری در دانشگاه را در نبود انجمن و عدم فعاليت بسيج ما در اين شماره و همچنين جدا گانه منتشر کرديم
3.
داستان «مليحه» باعث نامه ای از سوی استاد جعفری به ما شد که مضمون آن در مورد اين بود که رابطه بد پدر و پسر در داستان مذموم است!!!
4.
متن « او بايد در زندان بماند تا ادب شود» اولين متنی بود که خواهران دادند هر چند متن خام را آنها دادند و ما آن را خلاصه کرديم
5.
مصاحبه با استاد جعفری بعد از اعتصاب دانشجويان صورت گرفت و البته سوال ما در مورد حضور افراد ترم 9 در خوابگاه موثر واقع نشد جالب اینکه بعدها از کسی شنیدم اعتصاب مذکور که علیه تعهد نامه جدید امور خوابگاهها بود با هدایت فرزادیان انجام شده بود
6.
بحث اجرايی از شماره سوم به بعد با راهنمايی خواهران تثبيت شد و ما با مرکز فخر الائمه (مرکز فرهنگی حجه الاسلام پناهيان) کار کرديم و کار فتوشاپ شد
ويژه نامه انتخابات شورای صنفی
اوايل خرداد 84 انتخابات پنجمين دوره شوراي صنفی بود و همانطور که قبلا در بخش « من و بخشهای مختلف دانشگاه» گفتم اوضاع شور حال خاصي داشت لذا شوراي سياستگذاری تصميم گرفت ويژه نامه ای منتشر کند برای همين پيشکار دست به کار شد و 3 ائتلاف اصلی را شناسايی کرد و ما با اعضای آن مصاحبه کرديم؛ ائتلاف سوم خرداد، ائتلاف بزرگ خادمين دانشجو و ائتلاف همدلی و همچنين خانم اعظم نعمت الهی با چند تن از کانديداهای شورای صنفي خواهران مصاحبه کردند و کل وقت کار انتشار ويژه نامه که يک A4 پشت و رو بود 36 ساعت طول کشيد.

شماره چهارم

                                   
بعد از شماره 3 استارت شماره 4 را زديم و شروع به کار کرديم هر چند از ميان 5 خانم که در شماره 3 عضو هيئت تحريريه شدند 3 نفر باقی ماندند از طرف ديگر از اين شماره عملا بروجردی و مير شکاری باما فعاليت نداشتند و همچنين حسين رجب خانی که با اصطکاک بسيار با ما بود از نشريه رفت و عملا 4 نفره کار کرديم من، پيشکار، قصری و حامدی
قرار بر ان بود که نشريه در مورد انتخابات و سياسی باشد و اکثر مطالب بر اين محور چرخيد.
چند نکته در مورد شماره چهارم
1.
در اين شماره عملا 2 بيانيه در مورد انتخابات منتشر کرديم که اولی در قالب سرمقاله بود و موضع نشريه نسبت به انتخابات، کانديداها و همچنين فضای دانشگاه را بررسی کرد؛ دومين بيانيه هم از جنبش عدالتخواه بود
2.
مصاحبه با آقای عسگری مصاحبه ويژه ای بود، مصاحبه به پيشنهاد خواهران در تهران صورت گرفت؛ خواهران سی دی سخنرانی آقای عسگری را در اختيار ما قرار دادند و شورای سياستگذاری تصويب کرد که مصاحبه صورت بگيرد لذا آقای پيشکار و 2 نفر از خواهران در کانون انديشه با ايشان مصاحبه فرهنگی موجود را انجام دادند؛ آقای عسگری هم اکنون رئيس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است
3.
از اين شماره به بعد بخش شعر را مهدی حامدی بر عهده گرفت
4.
هادی قره داغی بعد از شماره 3 پيشنهاد کرده بود که سخنرانی دکتر کوشکی استاد دانشگاه امام صادق(ع) را در مورد اشرافيت دولتمردان را خلاصه کندتا ما چاپ کنيم اين متن خلاصه اش هم طولانی بود ولی موثر بود
5.
برای اولين بار بعد از شماره 1 و در قالب جديدی به صورت A5 جزوه ای از سخنرانی دکتر شريعتی با عنوان « استحمار» را بخاطر سالگرد فوت او منتشر کرديم
6.
کار اجرايی اين بار هم با مشکل مواجه شد کار خوبي شده بود ولی مسئول فخرالائمه آن را گم کرده بود لذا نهايتا روز پنجشنبه 26/3/84 يعنی يک روز قبل از انتخابات توزيع شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 19:50  توسط سجاد اسلامیان  | 

شماره اول(چون نتوانستم برای فایل ۷ مگابایتی فایل این شماره فضایی بیابم به روش دیگر کار کردم استفاده از مطالب با ذکر ماخذ بدون اشکال است)

                                              
بحث اسم نشريه هم حل شد و بر اساس تقسيم کاری که از اسفند کرده بوديم کار نشريه شروع شد و نهايتا در اواخر ارديبهشت 83 شماره اول درآمد البته در همين بين اله نظری به علل گوناگون بخصوص تاکيد ما بر مباحث مطالبه سياسی که باب ميلش نبود از تيم نشريه خارج شد.
نکات شماره اول:
1.
ما به پيشنهاد امامی با نظری مسئول وقت امور خوابگاهها مصاحبه کردم اين مصاحبه که توسط من و امامی و پيشکار گرفته شد اولين مصاحبه ما بود و در قالب ضميمه صنفی (بعلت نبود زمينه صنفی در ميان زمينه هايمان ) منتشر شد؛ اين مصاحبه هر چند ازنظر فنی ضعيف بود اما بلحاظ ارائه مطالب بعضا مخفی و مگويی که از طرف نظری عنوان شد وی از اين مسئوليت برکنار شد و بعدها من وی را چندين بار در لباس خدام حرم حضرت معصومه(س) ديدم
2.
شماره اول بيشتر مطالبش تئوريک و مقاله در مورد عدالتخواهی بود
3.
نکته بعدی ارائه يک سند در آن شماره بود که تا بحال فکر نمی کنم صورت گرفته باشد و آن هم صورتجلسه هفته امورخوابگاهها بود که شامل 22 بند بود و هيچ بندی از آن اجرا نشده بود و امضاهای بسياری پای آن بود و ما در زير آن بصورت دستخط نوشتيم:« در اينجا، لازم است از طرف دانشجويان، خدمت مسئولين دلسوز دانشگاه، از آقای قاضی گرفته تا تمام مسئولين، خسته نباشی عرض کنيم. همانطور که شما دانشجويان، ملاحظه می کنيد، تمامی نکات بالا مو به مو، انجام شده! و هيچ چيزی الحمدلله از قلم نيافتاده. شما قضاوت کنيد.......»
4.
و نکته آخر در مورد کار اجرايی است و آن اينکه کار اجرايی را ما در دوران کار يادواره حديث شمع(شهيد چمران ) انجام می داديم و همچنين کار طراحی به علت ارزانی در word انجام شد و پس از طراحی 100 نسخه از آن منتشر کرديم که 60% فروش داشت و به علت عدم همکاری منظم با خواهران و تبليغات ضعيف فروش کم شد و در نهايت دانشگاه از 43 هزار تومان هزينه نشريه فقط 30 هزار تومان کمک کرد.
شماره دوم
آغاز سال تحصيلی 82-83 برای من و پيشکار با مشکلات خاصی همراه بود و هر چند قصری که قبلا کمتر فعال بود حالا حسابي وارد گود شده بود ولی من و سيد ميل بکار نداشتيم در همين اثنا فردی که نمی شناختيم خواهان کار با ما در نشريه شد و او مهدی بروجردی بود؛ بروجردی را دعوت کرديم و جو خاصی را با خود آورد و من در ابتدا بر ادامه کار تاکيد کردم ولی سيد امتناع می کرد و در نهايت با جوی که بروجردی آورد فرآيند شماره 2 کليد خورد و از کارهايی که شد هماهنگی و تقسيم کار دقيق تر بود، امامی و رجب خانی قوی تر کار کردند ولي جولان بروجردی وحشتناک بود و اينجا بود که پيشکار تصميم به برگشت گرفت و با برگشت او مصمم به ايجاد شورای مخفی شديم که شورای سياستگذاری نشريه شد در ابتدای امر من، پيشکار و قصری و امامی اعضای شورا بوديم
نشريه شماره 2 برای 16 آذر کليد خورده بود تايپ رادر دانشگاه انجام داديم و طراحی را به پيشنهاد بروجردی و توسط يکی از بچه ها در خانه آنها انجام داديم طراح ما «مصطفی حمزه» از بچه ها فيزيک بود که طراحي با ورد را زياد بلد نبود لذا بعد از يک شب که در خانه بروجردی بوديم نهايتا به اين نتيجه رسيديم که کار را در شهر انجام دهيم اما رو جلد و پشت جلد را برای اولين و آخرين بار و به پيشنهاد بروجردی رنگی کار کرديم و نهايتا شماره 2 بعد از 16 آذر با جلد رنگ منتشر شد و براي اولين بار جلوی بينش در آن زمان خودی نشان داد اما هزينه نشريه بعلت کار رنگی 75 هزار تومان شد و بعلت کمک به نشريه بينش دانشگاه حاضر شد همه 75 هزار تومان را بدهد.
چند نکته درباره شماره دوم:
1.
در هنگام جمع آوری مطلب متوجه شديم توفيقی وزير وقت علوم به دانشگاه می آيد امامي که به دنبال انتقال از فلسفه روزانه به فقه و حقوق شبانه بود و به هيچ دليلی دانشگاه جلوی پای او سنگ می انداخت روبرو بود نامه نوشت و قصد داشت تا آن را به وزير بدهد اما توفيقی فرار کرد يا فراری اش دادند امامي روی اين قضيه حساس شد و دو کار کرد اول اينکه متنی با تم ادبی نوشت که با نام « قصه شب» منتشر شد؛ اما کار دوم او قوي بود ولی به علل اجرايي استفاده نشد و آن اين بود که در همان حال که توفيقی را فراری دادند يکی از کارمندان حراست حرفی زده بود که با پيگيری امامی 2 خبر از آن درآمد اما چاپ نشد لذا امامی بعد از انتشار شماره 2 از نشريه کناره گيری کرد و ما هم قبول کرديم و از اين به بعد شورای سياستگذاری نشريه سه نفره شد البته من بعدا به شخصه معتقد بودم که بايد او برگردد اما نشد.
2.
شروع انتشار مطالب دنباله دار يکی از کارهايی بود که از اين شماره شروع کرديم که مقاله « جنبش دانشجويی از آرمانگرايی تا مصلحت انديشی » در اين شماره و شماره بعد و مقاله « چند نکته درباره رئيس جمهور آينده» در اين شماره و شماره های 3 و4 ادامه پيدا کرد
3.
مقاله «شورای صنفی چه می کند؟» را امامی نوشته بود اما به علل اجرايی و پس از انتشار شماره اول سفير دانشجو مقاله به اصطلاح سوخت و ما مجبور شديم مقاله اي دیگر به جای آن بگذاريم و آنرا من نوشتم و پر از اشتباه بود که شورای صنفي جواب محکمی داد که البته ابوالفضل افشاری نوشته بود و ضربه سهمگینی به نشریه بود
و بالاخره شماره دوم با يک مشکل بسته شد و آن ورود مطالب خنثی و بی هدف به نشريه بود در حالي که هدف ما عدالتخواهی و مطالبه بود اما بروجردي علاوه بر عدالتخواهی معتقد بود بايد فراختر عمل کرد لذا بعد از چندين و چند جلسه به اين نتيجه رسيديم که اصل بايد بر عدالتخواهي باشد و اين شد که عملا بروجردی از نشريه رفت هر چند که بارها در شماره هاي بعد خواستيم که با ما همکاری کند ولی قبول نمی کرد.
[
چون من نمی توانم فايل شماره 2 را در اختيار شما قرار دهم می گويم چه متنهايی بود هرچندکه شما می تواند با مراجعه به آرشيو آقای مدرسی آنها را ببينيد البته اگر تا الان دور نريخته باشند؛ سرمقاله ( با نگاهی به اهداف نشريه و انتقادات ديگران به ما)، واينک آذر... و سوداي سه يار دبستانی (در مورد 16 آذر)، تا گربه هست زندگي خواهم کرد(طنز در مورد ايران)، چند نکته درباره رئيس جمهور آينده قسمت اول، جنبش دانشجويی از آرمانگرايی تا مصلحت انديشی، بررسی اوضاع عراق، جلال آيينه بی دروغ(در مورد جلال آل احمد)، ماجرای يک ساعت کلاس من( داستاني از بروجردي)، شعر، عدالتخواهی گذشته و حال، قصه شب( در مورد حضور وزير در دانشگاه)، دانشجوجامعه و مسايل پيش رو، شورای صنفی چه می کند؟، خبر و دعوتنامه(متن ادبی دعوت به همکاری)]

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 19:27  توسط سجاد اسلامیان  |