![]()
زندگينامه كوچك يا تاريخچه قاضي
آيت ا… حاج مهدي قاضي خرم آبادي از متمولين خرم آباد است كه محله قاضي آباد خرم آباد از آن وي و پدر وي بوده است كه وقف گرديده و اين نكته كه گفته مي شود وي به عنوان سرپرست دانشگاه پولي دريافت نمي كند واقعيتي است
او در دوراني قبل و بعد از انقلاب رئيس دفتر آيت ا… منتظري بوده است تا اينكه بنا بر نياز بعد از انقلاب در دو حوزه قضا و پرورش شهيدان بهشتي و باهنر تصميم به تاسيس مدرسه اي حوزوي مي گيرند كه علاوه بر دروس حوزوي به پرورش قاضي و معلم پرورشي براي قوه قضائيه و آموزش و پرورش اقدام كنند. در پي مشورت با آيت ا… منتظري وي آيت ا… قاضي را براي اينكار معرفي و مامور مي كند اما با حوادث سال 60 و شهادت شهيدان بهشتي و باهنر قضيه با حمايت آقاي هاشمي رفسنجاني و جامعه مدرسين حوزه ادامه يافت و مدرسه عالي علوم قضايي و تربيتي تاسيس مي شود و بنا بر اقوال ساختمان اوليه آن در محل كنوني دانشكده تربيت مدرس بوده است
آيت ا… قاضي از جمله افرادي است كه در دوران بحران سيد مهدي هاشمي معدوم و آيت ا… منتظري ، قاضي كه اينك به عنوان رياست مدرسه عالي فعاليت مي كند طي نامه هايي به آيت ا… منتظري هشدار مي دهد كه وي(قاضی) كمتر حاضر به سخن گفتن در اين موارد است
در سالهاي 70-71-72 مدرسه عالي كه رشته ها را توسعه داده به مكان كنوني منتقل مي شود در فيلمي كه من از حضور آقاي هاشمي رفسنجاني در دوران رياست جمهوري اش در سال 75 به مكان فعلي دانشگاه ديده ام دانشگاه داراي 5 ساختمان كامل است 1. آموزشي قديم 2. سلف 3و4 : خوابگاه 1و2 و 5. ساختمان عمراني و بلوك 16 و تالار شيخ مفيد در حال ساخت است
در سال 86 قبل از شروع رياست جمهوري خاتمي، قاضي بالاخره موفق مي شود مدرسه عالي را به دانشگاه تبديل كند و بعد دانشگاه به مدت 3 سال بر اساس بعضي گفته ها غير انتفاعي اداره مي شود و در سال 79 دولتي مي شود
سال 7۷قاضي پيرو اعتصابات دانشجويان سكته مي كند و پا به عرصه شايعات خداحافظي مي گذارد اما او مردي بزرگ است كه هرچند به اهدافش كه بعضا صحيح بوده نرسيده است اما همچنان مصر به بقا در رياست است
تيپولوژي قاضي يا با قاضي چگونه رفتاركنيم؟
من زياد با قاضي ديدار نداشته ام اما از مهمترين خصايص او كه مي توان هم استفاده كرد هم سوء استفاده دهان بيني اوست براي اين مورد چندين خاطره هست كه دو مورد را بيان مي كنم
۱. يادم هست كه قضيه 75 روز دير شدن پول نشريه سياق 2 در مصاحبه كوچكي كه با مجد داشتيم مطرح شد نكته اي وي گفت كه شنيدني است؛ او مي گفت كه مسعود رهبري نخستين دبير انجمن اسلامي دانشگاه در سال 80 يكي از مخالفان سرسخت قاضي بود و مقالات بسياري عليه وي مي نوشت اما نكته اي كه بود اين بود كه وي بلافاصله بعد انتشار مقاله به سراغ آقاي قاضي مي رفت و با رفتاري خوش بشانه تمام چغولي هاي دور و بري ها را خنثي مي كرد و اين نكته را هم من اضافه كنم كه يادم هست در برگه امين اموال اتاق انجمن اسلامي تمام امكانات به نام مسعود رهبري ثبت شده بود و آن هم توسط سيستمي كه در آن قاضي به هر كس اطمينان نمي كند
۲. يادم هست كه براي بودجه يادواره هجرت سرخ قرار بود با قاضي صحبت كنيم تا بالاخره فرهنگي، نسبت به اجراي يادواره ترغيب شود. وارد اتاق شديم دكتر دانش شهركي و فرزاديان يا راونجي با او صحبت مي كردندلذا ما نشستيم و منتظر مانديم در اين بين خب صحبتهاي آنان به گوش مي رسيد نكته اي كه بود اين بود که يكي از آنها گفت كه نهاد در مراسمي كه همان زمان در جريان بود و در مورد انرژي هسته اي بود در تبليغاتش که جهاني شده بود( با حضور آيت ا… نوري همداني و عكسبرداري خبرنگار رويترز) نامي از دانشگاه قم آورده نشده است و اين صحبت باعث شده بود كه قاضي بدون بررسی٬ اين مطالب را با راغبي در ميان بگذارد و اين دهان بيني باعث شده بود كه مدتها بين نهاد و فرهنگي شكر آب شود
و چند نكته ديگر:
۱.با قاضي زياد كل كل نكنيد 2. صحبتهايتان را در چند جمله تمام كنيد 3. سعي كنيد از چيزهايي كه خوشش مي آيد با او صحبت كنيد و سپس به اصل موضوع برويد و …..( كساني كه بيشتر در مورد تيپولوژي قاضي مي دانند كمك كنند)
چگونگي فشار بر قاضي يا سياست فشار از بالا چانه زني از پايين در مورد قاضي
شايد باورتان نشود كه بتوان به قاضي فشار آورد اما اين ممكن است در اين مورد 3 راه تجربه شده را برايتان نقل مي كنم:
۱.فشار از طرف ارگانهاي دولتي و دانشجويي: يادم هست يكبار خادم الخمسه دبير دوره سوم انجمن خاطره اي تعريف مي كرد و مي گفت كه در مراسمي حاج آقا قمي (رئيس وقت نهاد مركزي) را ديده و نسبت به اذيت كميته نظارت بر تشكلها شكايت كرده بود؛ وي مي گفت پس از صحبتهاي او راغبي و قاضي نسبت به انجمن نرم تر عمل كرده اند البته اين هميشگي نيست صحبتهاي بسياري با نمايندگان قم مثل آقاي محمدي يا وزير علوم و معاونانش شده كه جواب نداده اما بايد تداوم داشته باشد تا مثل بهار گذشته منجر به نتيجه هاي اوليه گردد
۲.فشار از طرف جامعه مدرسين حوزه علميه قم و ارگانهاي وابسته: يادم هست كه سال 86 سري به دانشگاه زده بودم يكسالي از يادواره هجرت سرخ مي گذشت راونجي را ديدم كه مي گفت كاش بودي و يادواره ديگري برگزار مي كردي؛ متعجب شدم و گفتم چه شده؟ گفت حاج آقا قاضي اخيرا در شوراي فرهنگي به ما و رحمدل توپيده كه چرا يادواره اي مثل پارسال برگزار نمي كنيد و رحمدل دخالت كرده و گفته يادواره ها بر اساس قانون و آئين نامه با بسيج است و تا حالا وي كاري نكرده است خيلي متعجب بودم كه آقاي قاضي نسبت به نبود فعاليتهاي فرهنگي نگران است؛ چند وقت بعد وقتي آلبوم عكسهاي يادواره را مرور مي كردم ديدم كه آيت ا… بوشهري رئيس وقت حوزه علميه قم در مراسم حضور داشته است و اين به احتمال بسيار زياد عامل فشار بر قاضي شده است لذا اگر اين نوع فشار مديريت شده اعمال مي شد نتيجه بهتري مي داد ( جالب است که بدانید که در یادواره با وجود شرکت آیت ا... بوشهری نه آقای قاضی و نه دکتر دانش شهرکی و نه راونجی ونه علیزاده هیچکدام شرکت نکردند)
![]()
سوتي هاي مديريتي قاضي: يادم هست شنيدم يكبار يكي از فعالان فرهنگي وقتي ديده بود كه قاضي به وي پول براي فعاليت نمي دهد گفته بود : شما مي خواهيد همه دانشجويان مثل فلاني شوند.
اين فلاني بزرگترين سوتي مديريت فرهنگي قاضي در دانشگاه به ادعاي او اسلامي بود كه اشاره داشت به دانشجويي كه در سال 83 به جرم تجاوز به عنف(7 دختر صغير) دستگير شده بود ( البته توصيه مي كنم كمتر از اين مورد استفاده كنيد)
جانشين قاضي يا قاضي كه رفت كي مي آد؟
اين سوال يكي از سوالات هميشگي بوده لذا بهتر ديدم گزينه هاي مهمتر را بررسي كنم البته گزينه ها به همين تعداد نيست
1. دكتر ذبيحي 2. دكتر گندمكار 3. دكتر دانش شهركي 4. دكتر سلطاني نژاد 5. دكتر وفايي ( اين اسامي بر اساس اولويت از نظر من است)
1.دكتر ذبيحي: از اساتيد گروه فلسفه و رئيس دانشكده تربيت مدرس؛ وي قبل از سال 82 قائم مقام قاضي بوده است و بعد از رفتن وي به انگلستان براي دوره دكتري اين مقام به صورت خاص در اختيار كسي نبوده است؛ وي رئيس ستاد انتخاباتي آقاي هاشمي رفسنجاني در انتخابات رياست جمهوري نهم در قم بود و مورد حمايت حوزه و جامعه مدرسين است *به اضافه اين نكته كه آيت ا.. قاضي و دانشگاه هنوز مورد حمايت آيت ا… هاشمي رفسنجاني است و به احتمال زياد رئيس آينده دانشگاه بايد مورد تائيد ايشان هم باشد* (داخل ستاره فقط يك گمانه زني صرف است)
۲.دكتر گندمكار: وي مدتها در دانشگاه قم مشغول به كار بوده و با تغيير مكرر معاونتها بخصوص فرهنگي وي همچنان معاونت آموزشي را بر عهده دارد وي در مواقع نبود آقاي قاضي و بخصوص در دوران كسالت وي همه كاره دانشگاه است و معتمد و مورد اطمينان قاضي است
۳.دكتر دانش شهركي: وي از رزمندگان جبهه و جنگ است و يار غار دهمرده استاندار فعلي کرمان و سابق سیستان و بلوچستان؛ موفق در دانشگاه زاهدان و زابل بوده است كه مشكلات بيشتري نسبت به دانشگاه ما دارد (اما با ماهيت متفاوت) و داراي سوابق و رفقاي خوبي در وزارت علوم است؛ علاوه بر اينكه مورد حمايت وزارتخانه و دولت فعلي نيز هست
دكتر سلطاني نژاد: جانباز و استاد گروه حقوق است و مدتها معاونت دانشجويی و فرهنگي دانشگاه را برعهده داشته است نيروهاي اصلاح طلب در دانشگاه از وي بيشتر از ديگران حمايت مي كنند
دكتر وفايي: از اساتيد گروه حسابداري وي خيلي مدعي است كه با مقامات دولتي در قم رابطه دارد هر چند كه نتوانست در سال 82 در انتخابات مجلس هفتم موفق شود لذا خيلي بعيد است كه به رياست دانشگاه برسد
«الیوم یئس الذین کفروا عن دینکم»
![]()
بحران نبود حجت در بین مردم یک بحران اساسی است اما علت وجودی این بحران نه خداست و نه امام(عج) بلکه خود ما هستم
یادم هست در کلاس مدیریت بحران که خدمت دکتر عباسی بودیم ایشان دو نوع مدیریت بحران اجتماعی و سیاسی را بیان کردند اولی درهنگام بحران با یک حرکت سلبی به عقب بر می گشت و وضع مطلوب را وضع موجود می دانست اما مدیریت بحرانِ تدریسی توسط دکتر عباسی که خود آن را هدایت آرامش نامیده بود حرکتی ایجابی داشت که وضع موجود را آرام نمی دانست بلکه دارای باری از تنش، تشنج و بعضا بحران می دانست لذا معتقد بود باید برای آرامش به سمت وضع مطلوب حرکت کرد و این حرکت به نظر من یعنی تداوم انقلاب اسلامی لذااگر نگاهی بیاندازیم هیچ وقت یک انقلابی بدون امید و انتظار در هیچ کجای تاریخ نبوده ونیست؛ اگر یک انقلابی امیدش را که تلالو و تشعشع آرمانش هست از دست بده در حقیقت مرده و نیست، این ارتجاع است که مبلغ و کارنده تخم یاس است
یاس مقدمه تن دادن به وضع موجود و تصریح بر عدم تغییراست گویا که اوضاع بر همین منوال خواهد ماند و در آن تغییری نیست؛ روح و جوهره تغییر در کار هر انقلابی در امید و انتظاری است که با آن حرکت می کند در غیر این صورت حرکتی نیست پس تغییری نیست
لذا خداوند در کنار این نکته که یاس و نا امیدی از خداوند اکبر الذنوب است این نکته را گفته که « ان ا... لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»
لذا وقتی که از اسلام انقلابی رو در روی اسلام آمریکایی و از اسلام ناب محمدی(ص) رو در روی اسلام ارتجاعی صحبت می کنیم یعنی حرکت از خشکه مذهبی گرایی ها و سنت گرایی های بی معنی و همچنین از غرب زدگی ها و غرب پرستی های بیجا به سوی سعادت مادی و معنوی که «من لا معاش له لا معاد له».
انبیا و پیام آوران توحید ، انقلابیون و مصلحین بزرگی که در اعصار جهل و بردگی ندای انقلاب و آزادگی سرمی دادند مشخصه بسیار تکان دهنده پیامشان نسبت به سایر مکاتب پیوسته این بود که آینده را، نهایت تاریخ را از آن مظلومان و ستمدیدگان تعریف می کردند لذا همگی به یک منجی حال با نامهای مختلف مانند ماشَیح، مسیح، سوشیانت یا مهدی(عج) اعتقاد یافتند و خداوند نیز در دو نکته ناب می فرماید:
« و کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»
***
«و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین»
![]()
قضيه اعتصاب 85 در مورد کمبود امکانات کمک آموزشی بخصوص برای بچه های عمران و کامپيوتر بود که از قضا اعتصاب در نزديکی 16 آذر برگزار شده بود و دکتر دانش شهرکی دخالت کرد و تحصن برای سياسی نشدن تعطيل شد و بعدا گروهی از آنها با قاضی صحبت کردند يا مثلا امکانات رشته مستضعف تربيت بدنی که اين رشته اصلا شايد از 110 -130 واحدی که پاس می کنند حدود 20-30 واحد را در دانشگاه پاس می کنند
نکته ديگر در مورد اساتيد است و آن اينکه هيات علمی دانشگاه کم است و اساتيد رشته ها بخصوص فنی، پروازی اند يادم هست يکی از بچه های صنايع بود يا کامپيوتر که سال 85 می گفت که کل اساتيد گروه آنها 3 نفر است که 2 نفر پنجشنبه ها می آيند و نفر سوم که استاد راهنماهم هست 3-4 درس متفاوت را درس می دهد و می گفت شده يکروز فقط با وی کلاس داشته باشندمانند دبستانی ها.
البته اساتيد زياد عالی نيستند هر چند در رشته هايی مثل عربی، فقه، فلسفه و حقوق اساتيد خوبی هست اما در رشته های ديگر اين گونه نيست يا کم و بيش اينگونه اند و اينکه در بعضی دروس ليسانسه ها استاد باشند(منظور مربی تمرين نيست) خود نشانه ضعف معاونت آموزشی در اين زمينه است يادم هست يکی از کارمندان دانشکده ما (الهيات) که سرش هم شلوغ بود و ليسانسه بود فقط به خاطر اينکه عرب بود درس مکالمه عربی را به او داده بودند و بعضا به کارش هم نمی رسيد
نکته بعدی کمک آموزشی شامل امکانات درسی است که گفتم؛ يا کمک برای کنکور ارشد که اکثر کسانی که در دانشگاه در رشته های مختلف رتبه اول ارشد را کسب می کنند حاصل تلاش خودشان است نه کمک انجمنها، گروهها و يا جهاد
نکته ديگر بروکراسی است که اين معاونت از آن مستثنی نيست اما خيلی کم شده يادم هست که ما در هنگام انتخاب واحد در ترمهای 1 تا6 مان بعضا 5-6 بار فاصله بلوک 16 را تا ساختمان اداری طی می کرديم اما اکنون قضيه کاملا اينترنتی شده و راحت است
نکته بعدی عدم حرکت بعضی رشته ها به سوی نوآوری و تغييرات در دروس مانند فقه و مبانی حقوق که در خيلی از دانشگاهها فقه و حقوق شده است و واحد های زائد حذف شده همچنين در مورد رشته خودم فلسفه هم بايد اين اقدام صورت بگيرد
لذا من چون زياد درگير با آموزشی نبودم در جريان نيستم اما در حدی که مي دانستم عنوان کردم اميدوارم با رفع قوانين بعضا دست و پا گير و ادامه افزايش کيفی و امکاناتی رشته ها در دانشگاه معاونت آموزش توسعه بهتری پيدا کند
و نکته آخر بحث نرم افزاری، کرسی آزاد انديشی و توليد علم است هر چند کارهای بعضا خوب و بعضا روتين توسط انجمنهای علمی، نهاد و جهاد صورت گرفته اما کافی نيست تا جايی که می دانم اين مباحث به صورت خودجوش در ميان دانشجويان بيشتر است که بايد دانشگاه استفاده کند