1. این روزهای بعد از انتخابات هر چه به فرآیند حرکت هر دو جناح نگاه می کنیم نبود حرکات تشکیلاتی در میان معارضین و موافقین دولت را می بینیم؛ تکیه بر حرکتهای فردی نسبتا کاریزما در هر دو جناح باعث شده این افراد کاریزما علیرغم توان خود باری سنگین را بر دوش بگیرند و البته برای حمل این بار مجبور به انجام حرکتهای تاکتیکی توصیه شده سریعی شدهاند که بعضا از ناپختگی و نادانی و یا خدای ناکرده عناد و دشمنی برخاسته است؛ طرفی، دیگری را را منافق و دیگری، طرف مقابل را متحجر مینامد و هر روز به سمت التهاب بیشتر حرکت می کند2. در طول تاریخ حرکتهای بزرگ و کوچک ملت ایران پس از مشروطه تا امروز به علت سست بودن زمین ایران برای محکم شدن پایه های تحزب در کشور، همیشه انسانهای بزرگ و یا کوچکی خواه یا ناخواه به کاریزمایی تبدیل شده اند و این بار کاریزماتیک را تا برههای تحمل کردهاند اما از پس اشتباهات شخصی و یا توصیهها و یا عملکردهای غلط اطرافیان در زیر این بار له شده اند؛ افرادی چون میرزا کوچک خان جنگلی، دکتر محمد مصدق، آیت ا... مدرس و حتی محمدرضا پهلوی همه از این دست بودهاند و حتی احزابی مثل حزب توده، سازمان مجاهدین خلق، حزب رستاخیز، حزب جمهوری اسلامی، حزب کارگزاران و ... یا در خود فردی کاریزما داشتهاند یا فردی کاریزما را محور حرکت خود قرار داده اند و یا در درون خود فردی کاریزما آفریدهاند.
3. تحزب حرکت یک شخص را هر چند کاریزما کنترل می کند و ورود او را به اشتباهات کم می کند. علت هم این است که زنجیره تشکیلاتی درون حزب، در پرتوی استراتژیها و تاکتیکهای تجربه شده و عقلایی، فعالیت را تنظیم می کند.
4. البته تحزب همانند آنچه در غرب است یعنی تحزبی که به دیکتاتوری حزبی یا دو حزبی مانند عراق و آمریکا مبدل میشود و یا تحزبی که به جای پرداختن به اصول، به مرور زمان به محافظه کاری و مصلحت اندیشی کور مبدل شود، مورد پسند نیست
5. بسیاری از بزرگان دوران پرورش و تربیت را در دوران جوانی و به خصوص دوران دانشجویی مهم می دانند و مقام معظم رهبری نیز بحث نخبه پروری سیاسی را در جمع دانشجویان مطرح کردند
6. نگاهی به تارخ معاصر شاید بتواند بایدها و نبایدهای کار تشکیلاتی را به ما بیاموزد و در این بین سازمان مجاهدین خلق ایران از آن دست سازمانها و تشکیلاتی است که همه محققین درباره این سازمان بر حرکت نسبتا تشکلاتی آن صحه میگذاردند و انچه در زیر میآید بخشی از اکثر العبری است که شاید در عرصه کار تشکیلاتی در مصداق اقل الاعتبار قرار داشته باشد
الف) در تاریخ سازمان مجاهدین خلق ، ضربه شهریور50 و بعد از آن تغییر ایدئولوژی سال 54 از آموزنده ترین مباحث است:
سازمان مجاهدین از ابتدای حرکت خود همیشه بر ایدئولوژی و آموزش آن تاکید دارد و تهیه کتابهای ایدئولوژیک مانند راه انبیاء، راه بشر و ... همه و همه این مسیر را نشان می دهد.
خاطره نویسان و خاطره گویان از تاکید حنیف نژاد بر اصول اولیه سازمان مبنی بر آموزش ایدئولوژیک تاکید دارند اما بسیاری از این افراد 3 عامل را علت ضربه شهریور 50 میدانند:
1. عدم تکمیل اصول ایدئولوژیک و باقي ماندن بحثهای بسیار
2. شروع شدن زود هنگام و سریع حرکتهای مسلحانه
3. عدول از اصول عضوگیری سازمان
کریم رستگار در مصاحبه با نشریه چشم انداز ایران به تاکید حنیف نژاد و خود او بر ادامه تفکرات و مباحث ایدئولوژیک برای رسیدن به جایگاه مطلوب اشاره می کند؛ وی همچنین دیدارهای خود با شهید مطهری و دیدارهای حنیف نژاد با شهید بهشتی را یادآور میشود و تاکید می کند که اگر این مباحث و صحبت با علما ادامه پیدا می کرد هرگز فرآیند به اصطلاح کودتا در سازمان در سال 54 رخ نمی داد.
از طرف دیگر بعضی از خاطره گویان و خاطره نویسان بر شروع زود هنگام و سریع حرکتهای مسلحانه به منظور رقابت با سازمان فدائیان خلق و بخصوص بعد از قضیه سیاهکل اشاره می کنند آنان معتقدند که استراتژی مسلحانه و تاکتیکهای آن هنوز در سازمان نضج نگرفته بود که ناگاه در سال 50 قصد شود در عملیاتی خرابکارانه جشنهای 2500 ساله را برهم بزنیم
عده ای نیز عدول از اصول عضوگیری سازمان را عامل ضربه شهریور 50 و نهایتا تغییر ایدئولوژی سال 54 می دانند آنها معتقدند کسانی به عضویت سازمان درآمدند که آموزشها و مبانی ایدئولوژیک سازمان را کامل قبول نکرده بودند
آنچه که در اینجا مشهود است و شاید بتوان ضربه شهریور 50 و تغییر ایدئولوژی سال 54 را با آن نظاره گر شد فنا شدن ایدئولوژی، استراتژی و تاکتیک در قبال عملگرایی و پراگماتیسم صرف است.

ب)آنچه که بعد از ضربه شهریور 50 و تغییر ایدئولوژی سال 54 قابل بررسی است انشعاب شدید بعد از آن، تصفیه حسابهای داخلی، سقوط سال 60 سازمان و نهایتا نابودی مبناهای تشکیلاتی در انقلاب باصطلاح ایدئولوژیک سال 64 است
آنچه که بعد از سال 54 واقع شد تصفیه حسابهای خونین و شهادت افرادی چون مجید شریف واقفی و صمدیه لباف است، حرکتهای این دو شهید و دیگران عملا مفید فایده نشد تا آنجا که پس ازانقلاب اسلامی و بخصوص پس از سال 60 و نهایتا در سال 64 سازمان از مبنای تشکیلاتی به کیش شخصیت تبدیل شد.
هدف شریف واقفی ها جلوگیری از تبدیل تشکیلات و مرکزیت آن به کانون دیکتاتوری و خودرایی و علاوه برآن جلوگیری از عدم تمکین به فرآیندهای تصمیم سازی تشکیلاتی و سازمانی بود تا جایی که آنچه که توسط افراد به اصطلاح اپورتونیست چپ نما صورت گرفت توسط مسعود رجوی به نحوه ای کاملا مدرن تر مجددا در سال 64 با نام انقلاب نوین ایدئولوژیک احیا شد که در این دوره نیز بسیاری از سازمان جدا شدند که یا کشته شده و یا پناهنده دول خارجی شدند.
علی فراستی از همین جداشدگان می گوید: بین تغییر ایدئولوژیک سال 54 با اعلام ایدئولوژی سال 64 مشابهت های زیادی است، با اینکه حکومت آن حکومت نبود، افراد آن افراد نبودند و آن فردی هم که تغییر ایدئولوژی اعمال می کرد، این فرد نبود.
مسعود رجوی تجربیات تقی شهرام را در کتاب «تحلیل آموزشی بیانیه اپورتونیستهای چپ نما» دقیقا مدون کرده بود و خیلی از آنها را تبیین کرده بود که من بعدها اسمش را «جراح بزرگ» گذاشتم. می گفتم کسی که بتواند حرکت تقی شهرام را آن طور تبیین کند، خودش می تواند آن کار را صد برابر بهتر انجام بدهد؛ ولی با پیچیدگی بیشتر و بازرنگی خاص خودش.
خودش تغییر ایدئولوژی سال 64 را جراحی روانی گذاشته بود یعنی تغییر موتور فکری ... مسعود رجوی از آن تجربه استفاده کرد و پیچیده تر با شرایط خاص خودش تغییرایدئولوژی داد(بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران در سال 1354 ه.ش، مظفر مهرآبادی، ص 234، مرکز اسناد انقلاب اسلامي)
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:57  توسط سجاد اسلامیان
|


محمد صادق كوشكي در مصاحبه اي به فرازي از نامه امام علي (ع) به مالك اشتر اشاره كرد و گفت: حضرت در اين نامه آوردهاند «اقدامات تو بايد پذيرش مردمي داشت و از كارهايي كه پذيرش مردمي ندارد و مورد نفرت مردم مي شود و موجب دلزدگي حكومت مي شود بايد حتما اجتناب كرد» و آقاي احمدي نژاد بايد اين مساله را رعايت كند.
وي در ادامه به انتصابات آقاي احمدي نژاد اشاره كرد و افزود: آقاي احمدي نژاد به بازتاب اقداماتش اصلا توجه ندارد و اگر افكار عمومي مردم متدين و مسلمانان و مراجع اهميت داشت به هيچ عنوان چنين فرد بي تدبير و بي كفايتي كه لياقت هيچ جايگاهي را ندارد به عنوان معاون اول كابينه منصوب نمي كرد.
كوشكي به ناراحتي مومنين و متدينين از چنين انتصابي اشاره كرد و گفت: كساني كه با اميد به دولت كارآمد به آقاي احمدي نژاد راي داده بودند از اين انتصاب دلخورند و آقاي احمدي نژاد با اين كار به بيش از 24 ميليون راي دهنده توهين كرد.
وي افزود: مردمي كه با عشق و علاقه به احمدي نژاد راي دادند و از جان و دل مايه گذاشتند قطعا راي ندادهاند كه امثال مشايي قدرت را بدست بگيرند.
استاد دانشگاه خواجه نصير به انتصابات ديگر رئيس جمهور اشاره كرد و افزود: به جز انتصاب دكتر صالحي كه سوابق و تخصص دارد بقيه انتصابات فقط جابه جا شدن افراد نه چندان موجه بود.
وي ادامه داد: احتمالا احمدي نژاد به جز اين عده افراد ديگري را نمي شناسد و قبول ندارد و اين انتصابات با شعارها و ادعاهاي ايشان مبني بر دولت 70 ميليوني و كابينه وسيع و استفاده از نخبگان گمنام هيچ نسبتي ندارد.
كوشكي جابجا شدن چند مهرهاي كه هميشه موجب دردسر بودند و وجهه مردمي ندارند را قدرنشناسي رئيس جمهور به اعتماد مردم و رهبري به ايشان دانست و اظهار اميدواري كرد كه در بحث انتخاب وزرا شاهد چنين مشكلاتي نباشيم.
اين استاد دانشگاه، برگشتن از اشتباه را وظيفه هر مسلمان مومن دانست و گفت: اميدوارم در مورد مساله مشايي مانند قضيه كردان بر اشتباه خود پافشاري نكند.
وي افزود: ايشان متعلق به خودشان نيستند بلكه تبلور آرزوهاي 24 ميليون نفر است كه به ايشان راي دادهاند و اين حركت خالي از تدبير ايشان نوك پيكان حمله را متوجه نيروهاي مذهبي كرده است.
كوشكي در ادامه گفت: به هر حال ايشان بايد بداند كه اعتماد رهبري و مردم به ايشان، در چارچوب تصميمات درست ايشان محدود است.
وي به انتخاب صحيح دكتر صالحي اشاره كرد و افزود: چرا كسي به انتخاب صالحي ايراد نمي گيرد؟ چون ايشان ظرفيت و لياقت دارد و اميدوارم رئيس جمهور در انتصابات ديگر تجديد نظر كند كه در غير اين صورت با عمده كساني كه به ايشان راي دادند، مشكل خواهد داشت.
اين استاد علوم سياسي در پايان به عدم توجه رئيس جمهور به تذكرات چندين باره نخبگان و دلسوزاني چون مراجع تقليد و عدم اعتناي احمدي نژاد به اين تذكرات اشاره كرد.
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 10:1  توسط سجاد اسلامیان
|
۱. کاش شنبه هفته قبل پاياني بر 20 روز فرآيند سياسي در کشور بود و با تبريک سه کانديداي ديگر به احمدي نژاد اين همه اين مملکت وارد تلاطم نمي شد
۲. همه کانديدا ها مي دانند که انتخابات با صحت خوبي برگزار شده است و اگر تقلبي شده باشد هم اثري در نتايج ندارد دليل اين مدعا از قول يکي از طرفدار آقاي کروبي يعني آقاي عباس عبدي است که به يکي از دوستان اهل رسانه من گفته بود: ما مطمئنيم که آقاي کروبي راي نمي آورد و آقاي موسوي هم اگر بتواند راي آذربايجان را از آن خود کند شايد به دور دوم برود
۳. کاش
بيانات مقام معظم رهبري براي همه فصل الخطاب بود و عده اي براي قدرت بيانيه عليه آن سخنان نمي دادند

۴. امروز من به چشم قرآن هاي بالاي نيزه را مي بينم و ا... اکبرهاي مسجد ضرارها را مي شنوم و اميدوارم معاويه ها به خود آيند و اشرافيت خود را فداي حقيقت غيرقابل کتمان عدالت بکنند مبادا که صفين در مقابل هم قرار گيرند که اگر صفين در برابر هم قرار گرفت حتما اين بار مالک اشتر سر معاويه را از تن او جدا خواهد نمود
۵. اما از براي خودم و البته دو عده مي ترسم: اول آنانکه مرعوب تبليغات اموي شده اند و روزي خواهند گفت: مگر علي(ع) هم نماز مي خواند و دوم آنانکه در برابر قرآنهاي بالاي نيزه رفته سست شوند و نداي لا حکم الا لله سر دهند و شمشير برگردن علي(ع) نهند
و کلامي با آقاي موسوي
۱. آيا به ياد داريد هنگامي که رهبري در سال 60 عليرغم خواست خود با خواست امام(ره) به نخست وزيري شما گردن نهاد در مجلس شوراي اسلامي چه گفت؟ آيا او نگفت که ديشب دو رکعت نماز گذاشته است و خدا را شکر کرده است که با انتخاب ميرحسين موسوي به نخست وزيري کلام ولي فقيه زمان را اطاعت کرده است؟ چه مي شد که شما هم جمعه شب دو رکعت نماز مي گذارديد و سمعا و طاعتا به سخن رهبري مي گفتيد و اين همه مردم را درگير خواست خود نمي کرديد؟
۲. آيا قانون اين نظام، ما را به بن بست سياسي کشانده است که بايد در خيابان ها به دنبال احقاق حقوق خود باشيم؟(اگر حقوقي از دست داده باشيم) آيا براي شکايت از حتي شوراي نگهبان راهي نيست؟ نه اينکه در قانون اساسي جمهوري اسلامي برخلاف همه قوانين هيچ کس حتي رهبري داراي مصونيت قضايي نيست؟ البته حرمتهاست که نبايد شکسته شود شوراي نگهبان، رهبري، رياست جمهوري حريم هاي حقوقي اي هستند که شکستن آنها نظام را بر باد مي دهد اما انسانها ولو علي ابن ابيطالب(ع) باشد در صورت شکايت کسي بايد به محضر قاضي فرود آيد ولو محکوم گردد
۳. ياد يکي از سخنراني هاي انتخاباتي افتادم که سخنران مي گفت آقاي موسوي چرا بعد از 20 سال تدريس فن سياست نتوانسته اي فردي را تربيت کني که اينک پس از 20 سال مجبور نباشي خود به صحنه بيايي و داد مي زد: کو نخبه پروري سياسي؟ اما حال مي بينم وقتي شما اينگونه ناشيانه به دام سياست بازان مي رويد چه انتظار است از دست پروردگان شما؟
و کاش همه ما سمعا و طاعتا بوديم به آيه:
اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم
+
نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:54  توسط سجاد اسلامیان
|