![]()
چند وقت پیش با یکی از همکاران در مورد مسیحیت و مباحثی از این دست صحبت می کردیم این مباحث باعث شد تا ایشان برای من کتاب « رمز داوینچی» را بیاورند هرچند این کتاب چندی پیش از طرف یکی از دوستان پیشنهاد شده بود اما نخواندم
راستش را بخواهید از هنگامی که شروع به خواندن این کتاب کردم با نگاه انتقادانه آن را خواندم اما باید اعتراف کنم که کتاب از نظر داستانی و جذابیت داستانی در سطح خوبی قرار دارد اما انصافا نقدهای بسیاری دارد که من در سه بخش به آن می پردازد:
الف) نگاه تاریخی: موارد مشکوک تاریخی، توهینهای بسیار مذهبی
موارد مشکوک تاریخی
1. در کتاب چند مورد مشکوک نزدیک به صحت وجود دارد که مثلا التفات حضرت عیسی(ع) به مریم مجدلیه و یا ازدواج آن حضرت با مریم مجدلیه است که من در کتاب انجیل برنابا که از اناجیل غیر رسمی اشاراتی به آن را دیده ام اما فکر نمی کنم نسل مریم مجدلیه به بنیامین برسد و البته تا جایی که من می دانم بنیامین برادر کهتر حضرت یوسف(ع) پادشاه یهود نبوده است.
2. مساله بعدی یهودی بودن حضرت عیسی است که بنظر من صحیح است و اساسا بنظر من قرار نبود که عیسی(ع) دین جدیدی بیاورد و اگر هم قرار بود دین جدیدی بیاورد تفاوت آن با یهود نباید اینقدر فاحش می بود یکی از دلایل اصلی من این است که از سه دین ابراهیمی یهودیت، مسیحیت و اسلام دو دین دارای فقه، قانون و یا بعبارتی برنامه زندگی هستند اما مسیحیت فقط دارای یکسری آداب مانند عشای ربانی، غسل تعمید، اعتراف و... است.
3. از دیگر مطالب صحیح تاریخی که در کتاب بیان شده نقش کنستانتین در تحریف مسیحیت از جمله تغییر روز تعطیل شنبه [که از آن یهودیان است] به یکشنبه و مواردی از این دست می باشد اما در کتاب اشاره ای به پولس نشده است فردی که شکنجه گر مسیحیان بود و به قول خودش عیسی (ع) را درخواب دید که او را از شکنجه یارانش بر حذر می داشت و ناگاه مبلغ مسیح شد و برخلاف رویه پطرس و تعدادی دیگر از حواریون که رسالت عیسی مسیح را اصلاح دین یهود می دانستند به تبلیغ جامع آن پرداخت یکی از کارهای جالبی که او کرد تا مسیحیان از یهودیان مشخص باشند لغو دستور ختنه بود و همین تبلیغات و آرای او در مورد عیسی(ع) بود که در کنگره بزرگی که در کتاب نام برده شده مورد استناد قرار گرفت و عیسی نه بشر بلکه خدا معرفی شد و جالب است که بدانید در تلمود حکمی تقیه مانند وجود دارد که باعث می شود یهودیت قدرت داشته باشد که به خرابکاری در ادیان بپردازد که نمونه آن کعب احبار است که بسیاری از احادیث معروف به اسرائیلیات در اسلام به او منتصب است.
توهینهای بسیار مذهبی
1. از اولین توهینهای مذهبی موجود در کتاب به حضرت عیسی(ع) است و آن اینکه حضرت مسیح(ع) را انسان کامل نمی داند و ازدواج او با مریم مجدلیه یا عشقبازی با او را نعوذ با... باعث تکامل معنوی عیسی(ع) می داند پیامبر خدا که از کودکی در گهواره سخن گفته است!
2. توهین دیگر به پطرس یا پیتر است که او را حسود به مریم مجدلیه معرفی می کند هرچند که نمی توان او را معصوم دانست و در بعضی جاها آمده که او عیسی را 3 بار انکار کرد اما اولا اینکه قرار بوده کلیسای عیسی بر صخره مریم و نه پطرس بیان شود و تازه آن هم بعد از اینکه عیسی پطرس را به این امر فرمان داده اصلا مورد تایید تاریخی نیست ثانیا در تابلوی شام آخر داوینچی [که مورد استناد اصلی کتاب است] اگر خطی افقی از سر هر یک از حواریون بکشیم پطرس بالاتر از همه و یهودای اسخریوطی پایین تر از همه است ثالثا پطرس یا همان شمعون (نام عبری پطرس) مورد احترام ما شیعیان است زیرا که در بعضی از روایات آمده است که وی جد حضرت نرجس خاتون(س) مادر امام زمان (عج) است
3. توهین به یهوه خدای یهود: و آن اینکه یهوه را مرکب از دو کلمه ja به معنای آدم و hava به معنوای حوا میداند که از مبنای اومانیستی کتاب سرچشمه می گیرد و باید گفت که آدم (ADAM) ( אדאם ) خود کلمه ای عبری است البته من دنبال این هستم که ببینم آیا یهوه واقعا اینگونه است؟
ب) نگاه اومانیستی:
نقد اصلی به این کتاب در این نگاه است. آنچه که در جای جای کتاب جریان دارد و باعث گشایش رمز ها می شود رابطه عاشقانه، جنسی و سکسی مرد و زن است که یک نگاه اومانیستی محض است اینکه زن به زنانگی خودش یا مرد به مردانگی خودش باعث کمال معنوی جنس مخالف خود شود و آن هم در صورت « هم آغوشی» و یا حتی ازدواج یک بنای اومانیستی است. چه بهتر است که بدانید اومانیسم دارای دو دوره قدیم و جدید است که دوره قدیم در زمان یونان باستان بوده که تمام الهه ها و ... که در کتاب هست مستند به آن دوران است
اما شاید بگویید مگر نه اینکه اسلام گفته است که ازدواج باعث کمال نصف دین انسان می شود؟ بله این صحیح است اما چگونه؟ آنچه که باعث کمال نصف دین می شود ازدواج نه به معنای رابطه جنسی مرد و زن نیست و یا بعبارتی زنانگی زن و مردانگی مرد است بلکه آنچه که همسر و شوهر را به سعادت می رساند اخلاق و تدین زوجین است چه بسیار در تاریخ و زمانه ما که زن و مردی عاشقانه تمام عمر را با هم زندگی کردند ولی نه تنها نصف دین آنان کامل نشد که دین خود را نیز ازکف دادند و لذا کتاب در اکثر جاها اشاعه فحشا و سکس می کند و با آوردن نام فیلم « چشمهای کاملا .... » خواننده را ترقیب می کند تا فیلم را که حکما باید سکسی باشد ببیند
ج) نگاه صهیونیستی:
1. یادمان نرود که یکی از پروتکلهای دانشوران صهیون این بود که جامعه ها را و جوانان و سران آنان را به فحشا مشغول دارند تا همیشه در اختیار آنان باشند و یا کاری به کار آنان نداشته باشند و خنثی و بی تفاوت باشند
2. اینکه در بسیاری از بخشهای داستان کلماتی مانند صهیون، خانقاه صهیون، ستاره داوود، یهودی بودن اعضای خانقاه صهیون و یا اشاره به ماسونیسم که ساخته پرداخته دستگاه صهیونیسم است وجود دارد تامل در نقش صهیونیسم درانتشار این کتاب را الزامی می نماید
علی ای حال بنظر من ممنوع الانتشار شدن این کتاب کار درستی بوده و البته من تحقیقاتم را در مورد بعضی از مباحث کتاب بخصوص در مورد نقش صهیونیسم در انتشار آن ادامه خواهم داد.