«الیوم یئس الذین کفروا عن دینکم»
![]()
بحران نبود حجت در بین مردم یک بحران اساسی است اما علت وجودی این بحران نه خداست و نه امام(عج) بلکه خود ما هستم
یادم هست در کلاس مدیریت بحران که خدمت دکتر عباسی بودیم ایشان دو نوع مدیریت بحران اجتماعی و سیاسی را بیان کردند اولی درهنگام بحران با یک حرکت سلبی به عقب بر می گشت و وضع مطلوب را وضع موجود می دانست اما مدیریت بحرانِ تدریسی توسط دکتر عباسی که خود آن را هدایت آرامش نامیده بود حرکتی ایجابی داشت که وضع موجود را آرام نمی دانست بلکه دارای باری از تنش، تشنج و بعضا بحران می دانست لذا معتقد بود باید برای آرامش به سمت وضع مطلوب حرکت کرد و این حرکت به نظر من یعنی تداوم انقلاب اسلامی لذااگر نگاهی بیاندازیم هیچ وقت یک انقلابی بدون امید و انتظار در هیچ کجای تاریخ نبوده ونیست؛ اگر یک انقلابی امیدش را که تلالو و تشعشع آرمانش هست از دست بده در حقیقت مرده و نیست، این ارتجاع است که مبلغ و کارنده تخم یاس است
یاس مقدمه تن دادن به وضع موجود و تصریح بر عدم تغییراست گویا که اوضاع بر همین منوال خواهد ماند و در آن تغییری نیست؛ روح و جوهره تغییر در کار هر انقلابی در امید و انتظاری است که با آن حرکت می کند در غیر این صورت حرکتی نیست پس تغییری نیست
لذا خداوند در کنار این نکته که یاس و نا امیدی از خداوند اکبر الذنوب است این نکته را گفته که « ان ا... لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»
لذا وقتی که از اسلام انقلابی رو در روی اسلام آمریکایی و از اسلام ناب محمدی(ص) رو در روی اسلام ارتجاعی صحبت می کنیم یعنی حرکت از خشکه مذهبی گرایی ها و سنت گرایی های بی معنی و همچنین از غرب زدگی ها و غرب پرستی های بیجا به سوی سعادت مادی و معنوی که «من لا معاش له لا معاد له».
انبیا و پیام آوران توحید ، انقلابیون و مصلحین بزرگی که در اعصار جهل و بردگی ندای انقلاب و آزادگی سرمی دادند مشخصه بسیار تکان دهنده پیامشان نسبت به سایر مکاتب پیوسته این بود که آینده را، نهایت تاریخ را از آن مظلومان و ستمدیدگان تعریف می کردند لذا همگی به یک منجی حال با نامهای مختلف مانند ماشَیح، مسیح، سوشیانت یا مهدی(عج) اعتقاد یافتند و خداوند نیز در دو نکته ناب می فرماید:
« و کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»
***
«و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین»