![]()
در طيف مذهبي حزب جمهوري اسلامي با تجميع نيرو ها به وجود آمده است و در طيف چپ ظهور گروههاي چريكي بيشتري را شاهد هستيم گروه پيكار كه از درون سازمان مجاهدين خلق خارج شده و گروههاي قوميت گراي چپ نيز به عرصه آمده اند؛ از طرف ديگر حزب توده هم به عرصه بازگشته است
طيف مليون اينك ليبرالهاي منتقد رژيم را هم در كنار خود دارند اما بخشي از آنها به واسطه شاهپور بختيار به جمع سلطنت طلبان رفته اند و ما بقي هم خود را در كنار دولت موقت و نهضت آزادي قرار مي دهند
اما كودتا در سازمان مجاهدين خلق 3 انشعاب را ايجاد كرده است كه بعد از پيروزي انقلاب نمايانتر شده است گروه پيكار كه به طيف چپ تعلق پيدا كرده است. طرفداران فكر لطف ا... ميثمي در سازمان به طيف مليون و ليبرالها تمايل دارد و نهضت مجاهدين را راه اندازي كرده است؛ رجوي بر مشي سابق تاكيد دارد و بر التقاط خود پايبند است اما طيف ديگري هم جديدا ايجاد شده كه خود را به مذهبيون نزديكتر نشان مي دهد اين گروه كه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نام دارد از جمع شدن گروههاي كوچك جدا شده از سازمان مجاهدين خلق مثل گروههاي صف، موحدون و .... تشكيل شده اند و افرادي چون بهزاد نبوي، محمد سلامتيان، محسن رضايي و ... عضو آن هستند
طيف چپ در اين دوره در دو مرحله حذف مي شود اول در نابودي گروههاي چريكي در سال 58 و دوم در انحلال حزب توده در سال 62؛ البته بخشي از اين گروهها در سال 60 با طيف التقاط همراه مي شوند و گروههايي هم به خارج مي روند كه هم اكنون دو گروه فدائيان خلق و حزب كمونيست ايران در خارج فعالند
طيف مليون بعد از اعتراض به لايحه قصاص و عباس امير انتظام جبهه ملي را در خارج از كشور مي بيند گروهايي از ليبرالهاي ضد رژيم پهلوي بعد از قضاياي بني صدر و منافقين در سال 60 با آنها در شوراي به اصطلاح مقاومت ملي همراه مي شوند و فقط طيف مليون نهضت آزادي اش باقي مي ماند كه اينك با نام ليبرالها يا ملي مذهبي ها شناخته مي شوند كه به همراه نهضت مجاهدين ميثمي و مبارزان مسلمان حبيب ا... پيمان در كنار هم قرار گرفته اند
طيف التقاط هم كه رجوي و سازمان مجاهدين خلق(منافقين ) است به خارج از كشور ميروند
اما در ابتداي اين دوران دو اتفاق مهم مي افتد كه هر چند در اين دوره در فرآيند جريانات سياسي و تشكيل يا افول آنها موثر نيست اما در دوره هاي بعد منشاء اموري است؛ اين دو اتفاق از درون دفتر تحكيم وحدت جرقه مي خورد اولي تسخير لانه جاسوسي توسط دانشجوياني بود كه با گروههاي چپ همراهي داشتند بزرگان اين حركت كساني مثل ابراهيم اصغرزاده، بيطرف، حجاريان، ميردامادي و ... بودند و دومي انقلاب فرهنگي در دانشگاهها با هدايت گروهي از دانشجويان تحكيمي كه با مذهبيون و حزب جمهوري اسلامي همراهي داشتند بود كه افرادي چون احمدي نژاد در راس آن قرار داشتند
علي اي حال بعد از سال 62 عملا 3 طيف عمده در كشور وجود دارد: طيف مذهبيون كه در سال 57 با تشكيل حزب جمهوري اسلامي وحدت رويه داشتند اما آرام آرام و در سال 64و 65 به علت اختلافات در روش كار و متد اداره حكومت، حزب جمهوري اسلامي منحل مي شود و سه جريان، دو جريان قديمي موتلفه و جامعه روحانيت و جريان جديد مجمع روحانيون مبارز وارد عرصه مي شوند
طيف ملي مذهبي هم به كناري رفته است و طيف ديگر همانا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است، اين گروه آچار فرانسه نظام است كه در دولت و مجلس فعال است اعضاي اوليه سپاه از درون همين گروه هستند اما سازمان هم مثل حزب جمهوري اسلامي با مشكل مواجه مي شود و نهايتا در سال 65 اعلام انحلال مي كند. در اين سازمان دو طيف چپ و راست شكل مي گيرد كه بعد از جنگ تبلور مي يابد