اين مطلب نقدي است درون گفتمان انقلاب اسلامي و در جهت تقويت آن و هرگونه سوءاستفاده از آن ناپسند است و ذكر آن فقط به صورت كامل مجاز است.
1. پس از انتخاب دوره دهم برخي از ارگانهاي جمهوری اسلامي ناكارآمدي خود را نشان دادند و موجبات بعضي اشتباهات و خسارتها را فراهم آوردند كه البته اين به معناي سلب مسئوليت از متهمان واقعي يعني آقايان موسوي و كروبي نيست.
2. روحانيت معزز اسلام هميشه در تلاش بوده است تا بر اساس آنچه كه از اسلام فهميده است آن را تبليغ كند اما مسلما اين قشر هم از خطا مبرا نيست و چه بسيار امام خميني (ره) از متحجران و آخوندهاي درباري توامان گله كردند و اگر نبود اين خطاها اساسا دادگاهي به نام دادگاه ويژه روحانيت تاسيس نمي شد و يا امام مهمترين پيام خود مشهور به منشور روحانیت را خطاب به اين قشر منتشر نمي كردند.
![]()
3. يكي از ارگانهايي كه در حوادث پس از انتخابات اشتباهات راهبردي و تاكتيكياش مشخص شد سازمانهاي عقيدتي سياسي نيروهاي نظامي و انتظامي بود و من به خاطر اينكه در دوران خدمت مقدس سربازي از 18 ماه 16 ماه را در عقيدتي سياسي خدمت كردهام و ميتوانم بگويم كه يكسال و اندي از راهبرد و تاكتيك اشتباه در عملكرد تربيتي و فرهنگي سازمان عقيدتي سياسي با خبرم
4. هر چند نيروهاي نظامي و انتظامي در استخدام به شاخصههاي اعتقادي افراد دقت ميكنند اما ضرورت سازمانهاي عقيدتي سياسي به عنوان يك جايگاه امر به معروف و نهي از منكر مسلما ضروري است اما آيا اين سازمانها موفق بودهاند؟
5. قبل از هر انتقاد بگويم اولا مقام معظم رهبري(دام ظله) بارها بر اين تاكيد كردهاند كه انتقاد از منسوبان ايشان مخالفت با ولايت فقيه نيست ثانيا اشتباه در راهبرد و تاكتيك و يا .. منافي عملكرد مثبت و لياقتهاي فردي متصديان امر نيست ثالثا مطمئنم در نيروهاي نظامي و انتظامي اقلي در اين مشكلات و انتقادات مخاطبند اما از همين اندك نيز نميتوان گذشت و مسلما نهادهايي نظامي در سطوح بالا آنچنان كه ديدهايم انتقاد پذير است و در سمت اصلاح حركت ميكند.
6. البته در اشتباهات نيروهاي نظامي و انتظامي فقط سازمانهاي عقيدتي سياسي مقصر نيست و كمبود امكانات مادي و نبود رسيدگي لازم به كارمندان اين نيروها و مسايل بسياري ديگر از اين دست موثر بوده است.
7. اما انتقادات:
الف) بي رغبتي در اثر حكم نظامي: هر چند نظام از قديم بر امر و دستور و حكم مبتني بوده است اما در جايگاه تربيت و امر به معروف و نهي از منكر ايجاد رغبت مهمتر از حكم است كه: « والي ربك فارغب»
و اين درحالي است كه در سازمانهاي عقيدتي سياسي بسياري از امور عقيدتي با نوعی اجبار همراه است جايي كه انتخاب و استقلال عمل كادر و وظيفه سلب مي شود و اين باز در حالي است كه بسياري از بزرگان علم تربيت استقلال متربي را عامل اصلي تربيت مي دانند و اثر عدم استقلال را در حالت حداقلي انجام با كراهت اعمال عبادي و عقيدتي و در حالت حداكثري زدگي اعلام كردهاند كه اين را از انحراف بعضا 180 درجه اي سربازان وظيفه پيش و پس از خدمت مي توان ديد
ب) ارائه بي كيفيت مطالب عقيدتي و سياسي: بارها در طول خدمت مقدس سربازي شاهد بودم كه هم سربازان و هم اعضاي كادر از ارائه بي كيفيت مطالب عقيدتي سياسي ناراحت بودند؛ سخنراني هاي بي مورد، طرحهاي غلط و يا بعضا خوب اما اجباري، مطالب سياسي با جهت گيري خاص، ارائه مطالب سبك سياسي و ... عاملي بوده است كه باعث ناراحتي و همچنين عدم رغبت نظاميان به اين موضوعات شده است.
ج) روساي بعضا بي لياقت سازمانهاي عقيدتي سياسي: هر چند در راس، انسانهاي نيكويي وجود دارد اما هر چه به رده هاي پايين تر و يگانهاي جزء تر مي رسيم اشتباهات روساي سازمانهاي عقيدتي سياسي بيشتر مي شود.
بسيار شنيده و يا ديدهام كه نظاميان عليه روساي عقيدتي سياسي صحبت يا اقدام كرده اند و از اشتباهات آنها پرده برداشته اند اما به علت قدرت روساي عقيدتي سياسی اين سخنان يا به ضرر افراد واقع شده و يا در خفا گفته شده است.
8. اما به نظر من روساي عقيدتي سياسي چون از جايگاه تربيتي برخوردارند بايد بيش از آنكه نظامیگري كه البته لازم است را پیشه كنند بيشتر رفاقت و دوستي را وجهه عملكرد خود قرار دهند و چه بسا كه بايد یمانند دوران هشت سال دفاع مقدس جايگاههاي نظامي كمتر مورد اهميت واقع شود و در عوض دوستي و محبت وجهه عملكرد آنان قرار گيرد.